n

negarshams

@marmarenegi · ۲۴۱ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۸۲ رأی)

+ دوستان یبار سر زنگ علوم بود یکی‌ از بچه‌ها
نای گوسفند آورد بود راجع درس بود ما ببینیم ..
حالا دبیر ما بــَرداشت یکی‌ یکی‌ نشونمون میداد سر هر میزی هم میومد
میگفت نیگا کنید عــَلــَف گیر کرده تو نایش ...
آخرشم عــَلف و درآورد از نای و انداخت دور ..
ما تا آخر سال حالمون بــَد بود بجان خودم .. اینم دبیر بود ما داشتیم آخه .. ?
کثافــَتــَم خودتونید ^_^ ... +

وخـتـی کـه مُدام بـه خُدا
داشتـم گِله میـکردم کـه :
خسـته شـدم مـنـو بِبَر پـیش خـودت ...!
یـه حسـی دعـوتـم کـرد بـه سـکوت،
یکـم کـه گوشـامـو تیـز کَرد�
دیـدم صـدای دعـا کـردن مــ♥ــادر�
واسـه سلامـتـیم همـه جـا رو پُر کـرده ...
اونـجـا بـود ، دلـیل لَبخَند های معـنی دار خُدا رو فـهمـیدم ...+

وقتــــی طرفــت بهت شــــک کنه کــه
با کســی‌ دیگه هســتی‌
یعـــنی‌ خودش پــاش لغــــزیده و میترسه از همــــون دست پس بگــیره ...
وقتــــی بپرسه به کســی‌ فکر میکنــی‌ جــُـز اون
یعنـــی‌ خودش رفته بوده تو فکــــر یکی‌ و می‌خواد خیالــــش از بابت تو راحــــت بشــــه ...
وقتــــی همش بهونه بگــیره و دست پیش بگیره بگــــه کمــــرنــــگ شد‌ی‌ ...
یعنـــی‌ یکی‌ اومده جـــات که خیلی پـــُـرنگــــه واســـش ......

+ اگـه بـدونـین مـن با نداشـتن
AdsL و لـب تـاپ و . . .
با گوشـی و ایـنترنـت ایرانســل که سرعـتش از یـه لاکپُشـته فَلَج و
هزارسـاله کمـتره ،
چجـوری بـا هـزار مصـیبت
پُسـتاتون و لایــــک میـکـنما
1 دل سـیر به حـالم اشـک میـریزیـن که هیــچ ، لایــک هام رو طَلا
میـگـیرین ..
والاااا :( ...+

+ دوستان هـر لایـک یَنی 1 آمیــن :
خـداجون سایه مـادر پدرای مــاه رو بالای سـر همه حفـظ کن ..
خـداجون خانـواده و عزیـزامون و دور از بَلا نـگه دار ...
خـداجون تمـوم مریـضای لاعـلاج و . . رو شـفا بـده ...
خـداجون کـسایی که بـیمـاری اعــتـیاد دارن و انگــیزه تَرک بــده ..
خـداجون هروخ جلـو مشکـلات کم آوردیم دَس بکـش رو قـلبامـون تا صَبرمـون شــارژ بـشه ...
خـداجون به همــه مــا و رفـتگانمــون آرامــش بــده ...
خــدایا عاشــ♥ـقتیم ،
هـوامونو بیـشتر داشــته بـاش ..+

+ مَردم خودگـیری دارنـا ...
از تاکسـی پیاده شـدم 1 پسره هـم که بامن تو تاکسـی بود پیاده شـد جلو تر ازمـن راه افـتاد ، عـاقا راهمـون یـکی بـود ...همیـنجور که میرفتـیم سرعتشو کَم کـرد برگشت 1 لبخند طَرح مـونالیزا تحویـلم داد ژسـت گرفـت وایساد و گفـت از دوستی بامن پشـیمون نمیشــی ،واقعن فکر کـرده بود دنبالـش افـتادما ..! مـنم زبـون درازی کـردم پیچــیدم تو کـوچه با گوشــیم گفـتم مــامــان دَرو بـزن ... :D +

+ دخـتـر خـانـوما
دقـت کـرده بـودیــن
هــروخ میـخاســیم تو مدرسـه یـواشکــی عکــس بـنـدازیــم 2ساعــت بایـد
بعـد از التمــاس ،
قســم میـخوردیــم کـه
به پـیر به پیغــمبـر عکـســتون و به کســی نشــون نمـیدی�
و پخــش نمـیکنیــم؟
حــالا چیــ ؟ اونوخــتا با حــجابه کامـل بودیـم الانا کـه دیگــه ماشــالا ....+