حامد است دیگر
.
.
.
.
.
.
.
.
بعضی وقتها هوای تغییر به سرش میزند , تغییر در تمام اخلاق و رفتار و تفکراتش
^_^
حامد تحول زده ^_^
@راشا · ۱۴۹۷ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۲۰۱۶ رأی)
حامد است دیگر
.
.
.
.
.
.
.
.
بعضی وقتها هوای تغییر به سرش میزند , تغییر در تمام اخلاق و رفتار و تفکراتش
^_^
حامد تحول زده ^_^
+ ♥♥ hamed=hanie ♥♥
امروز سر کلاس یه اتفاق عجیب غریبی افتاد که من هنوز تو کُما اَم0_o
سر کلاس ریاضی2بودم بعد منم که ردیف اول, همینجوری مشغول نوشتن درسای پای تخته بودم بعد نگو (خانوم صدری)استاد همینجوری میخ شده رو من داره دست منو نگاه میکنه
من:0_o , اوستاد چیشده ؟؟ مشکلی پیش اومده؟؟
استاد: اون حلقه چیه تو دستت؟؟ زن داری ؟؟0_o
من: بله استاد من متاهلم ^_^
کل کلاس : ^_^ ^_^ ^_^
استاد:0_o
من:استاد شنیدم به کسایی که زود مزدوج میشن نمره میدین؟؟^_^
استاد: نه کی گفته ؟؟ اشتباه شنیدی از این خبرا نیس 0_o
یکی از دخترای کلاس: تازه استادنمره که نمیدن هیچ نمره هم کم میکنه مگه نه استاد ؟؟^_^
استاد: دقیقا ^_^ مخصوصا از تو بصورت سفارشی نمره کم میکن�
من:0_o , استاد شما حتی اگه منو حذفم کنید من از این کارم پشیمون نیستم و نمیش�
یهو کل کلاس دست زدن , من: ^_^ ممنونم دوستان :))
در همین گیر و داد حانیه زنگید به گوشی�
همون دختره از ته کلاس: حلال زادست استاد, خانومش زنگ زد ^_^
استاد: لدفا گوشیهاتونو بزارید رو سایلنت بچه ها ^_^
منم سریع گوشی قطع کردم و نشستم سرجا�
استاد: آِ اِ اِ چرا قطع کردی ؟؟ جوابشو بده 0_o
من: چَش چَش استاد , حالا من میزنگم حانیه اس داد: چون گوشیتو رو من قطع کردی جوابتو نمیدم کصافد
من:استاد قهر کرده جواب نمیده
استاد:گوشی رو بده من خودم باهاش حرف بزن�
من:0_o , سریع اس دادم به حانیه اونم گوشی رو جواب داد و استاد گوشیمو گرفت باهاش حرف زد
بعد که استاد باهاش حرفید برگشت گفت: برو برو 10 نمرت تضمینی برو واسه بقیه ش تلاش کن ^_^
من: ^_^
الان هر چی به حانیه میگم بگو استادمون بهت چی گفت نمیگه,ولی به هرحال چه با نمره چه بی نمره من یکی عاشقت بودم و هستم و خواهم بود حانیه خانوم ^_^
+ ♥♥ hamed=hanie ♥♥
اگه یادت باشه از اون اولم مقدمه چینی بلد نبود�
یه کلام , ختم کلا�
عاشقتم
تو شدی تمام زندگی�
تقدیم به زندگیم(حانیه) و همه کسایی که دلشون واسه عشقشون یه ذره شده
***راستی داداش سعید با توکل بخدا همه چی درست میشه شک نکن.. امیدت بخدا باشه***
ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ ♥ нⓐмⓔd = нάnįε ♡ ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ
این روزا داره قلب من فقط میزنه واسه تو ..
میمیرم اگه حس کنم میره جای دیگه ای حواس تو ..
دوست دارم تو رووووووو ..
♥♥ hamed=hanie ♥♥
ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ ♥ нⓐмⓔd = нάnįε ♡ ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ
بابایی عاشقت�
درسته که با اینکه دوست داشتی پسرت یه جور دیگه باشه
فشن نباشه.. درسخون باشه.. مثل خودت پاک و مهربون باشه..
درسته نتونستم خاسته هاتو برآورده کنم.. درسته پسر خوبی نبودم برات
اونی که میخاستی نبودم و نشدم.. ولی بازم دوست دار�
تو همه دنیامی بابایی... همین که مثل کوه پشتمی برام بسه
دستتو میبوسم پاتو میبوسم که انقدر واسم زحمت کشیدی
برای سلامتی همه پدرای خوب و زحمتکش صلوات
ای مرده شور این دنیا رو ببرن
که همش شده
یکی بود ..
یکی نبود ..
**** پست ویژه _ واسه همه همدردا , تو رو خدا تا آخر بخونش ****
بعضی وقتا باید رفت.. بعضی وقتا باید کنار کشید..
خیلی آروم بی سر و صدا یواشکی .. یه جوری که هیشکی نفهمه .. حتی خودش..
بعضی وقتا باید حداقل خورده هایی از غرور واست باقی بمونه..
تا بازم بتونی رو پای خودت وایسی ... تا بتونی دوباره زندگی کنی..
بعضی وقتا باید رفت... بعضی وقتا به خود همون خدا نمیشه که بمونی..
چون اگه بمونی خودت به دست خودت , خودت رو زجرکش میکنی..
خودم میدونم واسه عشقت نباید غرور داشته باشی..
آره آره خودم تا چند روز پیش به همه همینو میگفتم...
ولی الان میبینم وقتی بهت کم محلی میکنه ... وقتی واسش مهم نیستی..
ینی بهتره بری.. ینی دیگه وقته رفتنه.. ینی دیگه وقتشه آروم بی سر وصدا خودتو بکشی کنار.. طوری که خودشم نفهمه..
من یکی از همونام که دیگه وقتشه برم... که خودمو بکشم کنار..
درسته که دل کندن ازش مـَـرگـَمه .. ولی آخه نمیشه که بمونم..بهتره برم..
من میرم ولی خدایا خودت مواظبش باش..به خودت میسپارمش خدا جون...
امضاء: حامدم... حامدی که تا ابد عااااشق حانیه میمونه تا بمیره.. :(((
ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ ♥ нⓐмⓔd = нάnįε ♡ ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ
حانیه خانوم ما با همکلاسی هاش (دخترا) رفتن اردوی خواهران _ رامسر
بعد من امروز غروب بهش اس دادم حانیه کجایی؟؟
حانیه: داریم برمیگردیم خونه
من : 0_o این چه اردوییه که صبح بردن و غروب دارن برمیگردوننتون
حانیه:اتفاقا خیلی هم خوش گذشت ... اصن خسته نیستم ^_^
من: خو خدا رو شکر به تو خوش بگذره منم خوشحالم,حالا بگو کجای اتوبوس نشستی؟
حانیه: ردیف آخرش نشستم
من: ^_^ ناموسا به همین پایه میز عسلی الحق که زن خودمی
حانیه: 0_o
من:به دوستات بگو دست و جیغ و هورا و یه قِر ریز بیان به افتخارت
حانیه:0_o قِر ریز چیه داریم پشت اتوبوس رو میترکونیم
من : 0_o ای جای من خالی ...
حانیه: جاااااااااااان ؟؟؟؟ چی فرمودید؟؟ o_O
من: هیچی باااو , فقط گفتم اگه من بودم قطعا بهتون شاباشم میداد�
حانیه:O_o نه دیگه حرفتو زدی ؛ من قهر�
من: ای بابا ای بابا ای بابا من غلط کردم
حانیه: نوموخام @_@
من: واست لباشک و پاشتیل و عروسک و شاسخین بخرم خوبه ؟؟
حانیه: عاااااااااشقتم حامدددددد, کاش اینجا بودی باهم میرقصیدیم ^_^
من: واقعا کاشکی بود�
حانیه: 0_o چی گفتی ؟؟ چی ؟؟
من: اوه اوه کفش براق مشکیم تو حلقم غلط کردم بانوووووو
حانیه: قبول نیست باید علاوه بر اونایی که گفتی اون کُت دامنه که تو پاساژ دیدیم هم واسم بخری
حانیه و همکلاسی هاش : ^_^ ^_^ ^_^
من : 0_o
کامران: 0_0
کامران داداش پول داری ؟؟؟؟؟
ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ ♥ нⓐмⓔd = нάnįε ♡ ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ
کیلیپس سارا تو حلق کامران اگر کذب بگم ( دروغ:0_0 , کذب:^_^ , کامران:0_o)
نشسته بودیم سر محل دیدیم از فاصله خیلی دوری یه دختره داره میاد بالا
مهران(دوستم) : حامد نیگا نیگا به به عجب تیکه ای داره میاد نگاش کن
من: کصافد آچگال مگه من زن ندارم ؟؟
مهران: خب من که نگفتم پاشو مخش کن , گفتتم فقط نگاش کن ببینش
من: برای من که زن دارم اصن نگاه کردن دختر مردم هم حرومه فهمیدی ؟؟
مهران: به همین پایه میز که نگاه نمیکنیش , واااااااااای ^_^
بعد از چند دیقه که دختر قشنگ اومد جلو حدود 100متری باهامون فاصله داشت
مهران:0_o
من: چیه ؟؟ چرا اینجوری نگاه میکنی ؟؟
مهران:0_o یه چزی بگم به کسی نمیگی ؟؟
من: نه بگو
مهران: جووووون داداش ناموسا به کسی نگیا
من: 0_o دِ بگو دِ
مهران:این دختره بود که رد شد ؟؟!!
من:0_o خب که چی ؟؟ من که ندیدیمش سرم پایین بود اصلا
مهران: این دختره خواهرم بود
من: 0_o
مهران: 0_0
کامران: ^_^
الان رفته کفش براق مشکیه منو برداشته داره هی مزنه تو سر خودش ^_^
کامران من انقد خندیدم دارم میمیرم بیا منو جمع کن از اینجا ببر 0_o
ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ ♥ нⓐмⓔd = нάnįε ♡ ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ
شما یادتون نمیاد , اون قدیم نَدیما
یه زمانی اوج تفریحمون این بود که میرفتیم بالاسر لونه مورچه ها
بعد که میدیدیم یه گوشه تجمع کردن , چنان با کف دست میکوبیدیم بغلشون که عینهو اسب یه دفعه ای شروع میکردن به دویدن و تند تند میرفتن ^_^
خخخخخخخخ سرگرمی هایی داشتیما ^_^
حامد هیجانی : o_0
ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ ♥ нⓐмⓔd = нάnįε ♡ ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ
زن زنـدگـی بـه کـی مـیـگــن ؟؟
.
به کسی که هر روز زنگ بزنه به شویش و بگه :
امشب چی میل دارید سرورم ؟؟
***
بـعـد مـــرد زنـدگـی بـه کـی مـیـگــن ؟؟
.
به کسی که در جواب به عشقش بگه :
دست به سیاه سفید بزنی کشتمت ؛ زود آماده شو , زیادم آرایش نکن
مــیـریــم رســـتــوران :)))
0_o
اون عقبیا لایک میکنن ؟؟؟ ^_^
ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ ♥ нⓐмⓔd = нάnįε ♡ ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ
کیلیپس سارا تو رباط صلیبی پای کامران اگه دروغ بگم(کامران:o_0)
حدود یه هفته پیش داشتم با حانیه پی إم بازی میکرد�
که یهو داییم متوجه شدش و من نفهمیدم که اون متوجه شده گوشیمو گذاشتم و رفتم WC (حدودن یه ربعی گلاب به روتون اون تو بودم)^_^
وختی برگشتم دیدم: داییم داره با حانیه پی إم بازیو ادامه میده من در عین حال که داشتم آتیش میگرفتم فقط یه لبخند اینجوری ^=^ تحویل خان دایی گرام دادم و .....
خلاصه....دیشب خونه مادر بزرگم بودم وختی داییم خابید و رفتم گوشیش رو برداشتم ^_^
شروع کردم با مخاطب خاصش پی إم بازی کردن و فرداش باهاش قرار گذاشتم ک فلان ساعت فلان جا باشه ^_^
هیچی دیگه فردا دوست دخترش زنگید : میلاد (داییمه) من سر قرارم تو کجایی؟؟
داییم:0_0 , باز تو بدون اجازه من رفتی بیرون الناز ؟؟
الناز : وااا ؛ مگه خودت دیشب نگفتی بیا بیرون کارت دارم o_O ؟؟
داییم با یه نگاه اینجوری به من0_o : من به پس و پیشم بخندم ؛ بزار یه دیقه گوشیمو نگاه کن�
و فهمید که من با مخاطب خاصش پی اِم بازی کردم و از اون موقع این گوشه تو افق قایم شدم و اون داره دنبالم میگرده ^_^
خو من چیکار کنم خودش سر شوخی رو باز کرد دیگه :))))
من: ^_^
داییم:0_o
الناز: 8_8
کامران : @_@
ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ ♥ нⓐмⓔd = нάnįε ♡ ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ
بــه سـلامــتـی اونــــی کـه تــــنـهـاســـــت ..
نــه ایــــــنـکـه نــــــتـونـســتـه بــا کـســــی بــــاشـه ..
بــــلـکــــــه نـخــــواســــتـه بـــــا هــر کــــــســی بـــــاشه ..
** تقدیم به داداش کامران **
ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ ♥ нⓐмⓔd = нάnįε ♡ ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ
ورژن جدید طالع بینی در 4جوک بر اساس ماه های سال
فروردین : کیلیپس سارا میره تو حلقت متاسفانه
اردیبهشت : پات لیز میخوره میری تو تانکر اسید,روحت شاد و یادت گرامی باد
خرداد: با دوست دخترت / دوست پسرت میری بیرون پلیس میگیردت متاسفانه
تیر : شکست عشقی میخوری در حد زاپاس ژیان ولی خوب معدلت 19 میشه متاسفانه کصافد
مرداد: داداشم کصافد است که در این ماه متولد شده 0_o
شهریور: اونی که انتظار داری میاد و بهت میگه چقدر ازت بدش میاد ^_^متاسفانه
مهر: بابام که پاهاش تو حلقم خیلی هم ماه خوبیه خوشبختانه 8_8
آبان: کامران کصافد است ^_^
آذر:ماهیه که تمام زندگی من حانیه توش بدنیا اومده مخصوصا 6آذر^_^
دی: دانشگاه قبول میشی رشته مورد علاقت اما 100000 کیلومتر فاصله داره با خونتون ^_^ متاسفانه
بهمن: کلاٌ پرچم این ماه بالاست , مخصوصا 19مین روزش اصن روایت داریم روز مبارکیه به همین پایه میز عسلیمون قس�
اسفند: نیما و امیرو هر دو کصافد هستند ^_^
با تشکر از دکتر حامد کیلیپس ساراییان و کامران دکمه اینتر نژاد
ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ ♥ нⓐмⓔd = нάnįε ♡ ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ
کیلیپس سارا تو تانکر اسیدی که کامران آورده اگه دروغ بگم ^_^
تو کلاس بودیم دختره میخواست کنفرانس بده
قسممون میداد که توروخدا وقتی رفتم پای تخته ازم سوال نپرسید که توپوق بزنم و ضایع شم !! ^_^
ما پسرا هم(نه که خیلی دلسوز تشریف داریم)گفتیم باشه!گناه داره!
بعد ی هفته دیدمش بهش میگم:
خانوم روستایی کنفرانست خوب بود ؟؟
با چه اعتماد به نفسی برگشته میگه:بلههههه!! مگه تو هم سر کلاس بودی؟؟؟!!! o_O
.
وای خدا!! دوست داشتم تو این صحنه تو تانکر اید کِرال پشت بر�
این دختر با این سطح از تفکر رفته کنفرانس داده؟؟؟
ناموسا هر چی همکلاسی نخبه ست گیر ما افتاده ^_^
ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ ♥ нⓐмⓔd = нάnįε ♡ ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ
کیلیپس سارا تو سر پیچ لوزالمعده کامران گیر کنه اگه دروغ بگویم(کامران:o_0)
جونم بگه واستون قبل از (دعوا و سوء تفاهم با حانیه) وقتی که تو عید رفتیم شمال
حانیه: حامد بریم لب دریا ^_^
من: بریم من پایه ام
حانیه: نه حامد بریم داخل شهر انزلی 0_o
من: بریم ولی به همین پایه میز عسلی من پول ندارما ^_^
حانیه: حالا کی ازت پول خاست ؟؟؟ o_0
من: دیگه دیگه ^_^
حانیه: اصن من قهر�
من: عه چی شد یهویی ؟؟
حانیه : باید بیای بریم لب دریا ^_^
من: اوهوم اوهوم اوهوم ( گریه)
حانیه : چی شد ؟؟؟؟؟
من:هیچی
حانیه: پس بریم انزلی دیگه ؟؟
من: 0_o راستشو بگو چی میخای ؟؟؟
حانیه : یه کیف آبی دیدم , اَصن معرکست , به مانتومم میاد ^_^
من: به همین پایه میز عسلی میدونستم , لب دریا و انزلی بهونست,خانوم دلش مانتو یا کیف یا کفش میخاد
حانیه: ینی نمیای ؟؟ ینی نیمخری واسم ؟؟؟؟ @_@
من: من به پس و پیشم بخندم خانوم جان بریم بریم که بخرم دیگه :))
حانیه: آورین پسر خوب آورین ^_^
هیچی دیگه حامد بودم اون موقع با پول قرضی از دوستان و آشنایان ^_^
ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ ♥ нⓐмⓔd = нάnįε ♡ ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ
مـــرد انــگـلـیــسـی: go go go
امــــیـن حــیـایــــی: چـــی ؟؟؟
مـــرد انــگـلـیــسـی: go out ...go go go
امــــیـن حــیـایــــی: گـــو ...ه خــودتــی , اُسـکُـلـهِِ کَـچَــل ... :))))
^__^
*ســــریـال ســـاخـت ایــــران*
ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ ♥ нⓐмⓔd = нάnįε ♡ ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ
دست دست دست حالا همگی با ه�
هی هی هی هی هی همه دستا بالا
الان ساعت 12:12 دیقه شب هستش و من دارم آهنگی رو که حانیه دوست داره گوش میدم :
عشقم واسه یه لحظه حتی ازم دوری نکن
من بی تو میمیرم حتی باهام شوخی نکن
عشقم برای چشمات جونمو میزار�
آخه بی تو دستات من تمومه کارم (سعید کرمانی)
بچه ها حانیه ok اولیه رو داد و فعلا مثل اینکه قبول کرده
بچه ها خیلی خوشحالم ؛ اول از همه باید از خدا جونم , خدای مهربونم , خدای بزرگم, خدای عشقم که گریه هامو سر نماز دید , زَجه زدنامو دید, تب و لرز دیروزمو دید ,
خدا جونم خدای مهربونم عاااااااااااااااااشقتممممممممممممممممم�
خدایا شکر شکر شکر شکر شکر صد هزار مرتبه شکر
و بعد از مادر پدر خودم تشکر ویژه کنم
و از داداش کامران گل عزیز و جیگر خودم تشکر مخصوص بعمل بیارم , داداشی دمت گرم با دلداری هات , باور کن اگه پست قشنگه تو نبود شاید الان من انقد خوشحال نبود�
و در آخر از همه بچه های 4جوک که واسم دعا کردن و مخصوصا مدیر عزیز تشکر کنم که با اینکه پست هام بیش از حد غمگین بودن ولی همشونو تایید کرد
ممنونم از همتون
بچه ها من 2 رکعت نماز شکر نذر دارم با اجازتون میرم که بخونمش,یاعلی
امضاء: حامد خداروشکر , شاد و خندان ^_^
ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ ♥ нⓐмⓔd = нάnįε ♡ ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ
دیروز غروب دم اذان زنگ زدم به خالم گفتم به پدرشوهرت بگو یه استخاره واسم بگیره
خالم گفت:باید صبر کنی نمازشو بخونه , چون استخاره باید بین دو نماز باشه
منم گفتم باشه و رفتم وضو گرفتم و نماز خوندم و های های زدم زیر گریه
بعد از اذان خالم اس داد حامد حاجی میگه جواب استخاره خوبه
منم مثل خل ها بالا پایین میپریدم آخه نذر کردم اگر جواب استخاره خوب بیاد بهش اس بد�
دیشب ساعت 10 با اون یکی سیم کارتم که شمارشو نداره بهش اس داد�
آخ قربونش برم که جواب غریبه رو نمیده
((امیدوارم این دلیلی که واسه دلم دارم میارم واقعیت باشه , جون با این بهونه دارم خودمو دلداری میدم که ناراحت نباش چون شماره غریبست جواب نمیده ؛ اگر این بهونه واقعیت نداشته باشه اون وقت من .... :(((
بچه ها واسم دعا کنید که جوابمو بده و بتونم حانیه عشق زندگیمو بدست بیار�
امضا : حامد؛ یه آدمه داغونه داغون که بغض داره خفش میکنه
بچه ها شرمنده که اوقاتتون رو تلخ کردم ,هیشکی نیست باهاش دردو دل کنم, یا علی
لایــکــــ ♡: پشیمونم ... واسه همه اون لحظه هایی که کنارت بودم ونگاهت نکردم..
ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ ♥ нⓐмⓔd = нάnįε ♡ ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ
رو برگردوندی از تنها عشقت // رو کی خیره میشه بی من چشمت
دل سوزوندی منو بردی از یاد // بی تو سیر بود فوشت داد و فریاد
الکی تب میکردم راست راستکی میمردی/با یه چشمک دلو تا آسمونا میبردی
الکی دل میکندم تا بگی وایسا برگرد/نمیدونستم از دستم داری میشی دلسرد
الکی بغض میکردم راستکی گریه کردی/انقده بد بودم آخرشم ول کردی
من پشیمونم برگردحق باهیشکی جزتو نیست/هرچی بگی توهمونه دل به عشقت آروم نیست
رَفـــــــــــــــــــتــــــــــــــــــــــــــی ..
لایــکــــ : پشیمونم ... واسه همه اون لحظه هایی که کنارت بودم ونگاهت نکردم..