کاش از دلبر نشانی داشتیم / بر سر کویش مکانی داشتی�
از برای مهدی صاحب الزمان / کااااااااااااااااش در دل جمکرانی داشتیم
@amines · ۵۱ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۲ رأی)
کاش از دلبر نشانی داشتیم / بر سر کویش مکانی داشتی�
از برای مهدی صاحب الزمان / کااااااااااااااااش در دل جمکرانی داشتیم
سالها می گذرد باز گرفتار خود�
با همین حال به دنبال دل یار خود�
در به در در پی یک نسخه شفا بودم لیک
من بیچاره یک عمر است که بیمار خود�
کار دنیا به خودش برده و مشغولم کرد
بی وفا بوده ام ، اینجور پی کار خود�
به همین رنگ ریائی دل خود خوش کرد�
غافل از خون جگر خوردن دلدار خود�
روز و شب گریه ولی معرفتی نیست که من
بسته و سوخته ی این تن تبدار خود�
من و دلبستگی اینجور به دنیا ، ای وای
سالها می گذرد باز گرفتار خودم
یارو پدرش تو بستر مرگ بوده به پسرش می گه بیا بشین کنارم کارت دار�
بعد یه چوب می ده دست پسرش. پسره هم که می خواسته ذکاوتش رو نشون بده قبل از حرف زدن پدرش چوب رو می شکنه. پدره سکته می کنه درجا می میره.
مامانش می گه خاک تو سرت این نی از هفت نسل پیش دست به دست به پدرت رسیده بود
هر وقت سیلی خوردی بگو (یا زهرا)
هر وقت دستت رو بستند بگو (یاعلی)
هر وقت بی یاور شدی بگو (یا حسن)
هر وقت آب خوردی بگو (یاحسین)
اما اگر تشنه شدی ، آب نخوردی ، دستتو بستند ، بی یاور شدی ، سیلی خوردی بگو (امان از دل زینب)
سلامتیه همه بچه لزوریها که کد شهرشون 021 شده ولی نمیگن بچه تهرونیم !
برای آمدنت انتظار کافی نیست
دعا و اشک و دل بی قرار کافی نیست
خودت دعا کن ای نازنین که برگردی
دعای این همه شب زنده دار کافی نیست
نشسته غرق تماشای شیعیان خودش
کسی نیامده جز او سر قرار خودش
چه انتظار عجیبی است ، اینکه شب تا صبح
کسی قنوت بگیرد به انتظار خودش
درسی که اربعین به ما می دهد، زنده نگه داشتن یاد حقیقت و خاطره شهادت در مقابل طوفان تبلیغات دشمن است.
آیت الله خامنه ای
عشق و عاشقی کم رنگ شده ، محبت آهنگ شده ، دوستی تک زنگ شده ، مگه بین من و تو جنگ شده ؟
نامرد دلم برات تنگ شده
مهدی (عج) جان:
در شب هجر تو من دیده گریان دار�
چشم امید به عشق تو فراوان دار�
خانه دل ز غم هجر تو ویران دار�
من تنی خشته ، روان نیز پریشان دار�
کن شتابی به ظهورت که ببینم رویت
دل سراغ قد و بالای تو را میگیرد
گر تو پیدا نشوی دل از غمت میمیرد
وقتی از دیدن و پیدا شدنت مایوس�
از همین فاصله دور تو را می بوسم
قربان وجودت که وجودم ز وجودت بوجود آمده مادر
هر وقت سیلی خوردی بگو (یا زهرا)
هر وقت دستت رو بستند بگو (یاعلی)
هر وقت بی یاور شدی بگو (یا حسن)
هر وقت آب خوردی بگو (یاحسین)
اما اگر تشنه شدی ، آب نخوردی ، دستتو بستند ، بی یاور شدی ، سیلی خوردی بگو (امان از دل زینب)
کاش بودی تا دلم تنها نبود ، تا اسیر غصه فردا نبود
کاش بودی تا فقط باور کنی ، بی تو هرگز زندگی زیبا نبود
روزی بر صفحه تقویمها خواهند نوشت :
تعطیل "روز طهور مهدی(عج) ..."
پیچیده شمیمت همه جا این تن بی سر !
چون شیشه عطری که درش گم شده باشد
طاقتم تاب شد و از تو نیامد خبری
جگرم آب شد و از تو نیامد خبری
عاشقانی که مدام از فرجت میگفتند
عکسشان قاب شد و از تو نیامد خبری
تا شیعه به خود نیاید،
معشوق کجا آید ... .
تا فصل قرار منتظرت خواهم ماند
تا دیدن یار منتظرت خواهم ماند
در غیبت تو اگر مرا دار زنند
بر چوبه دار منتظرت خواهم ماند
دو چیز حیرانم میکند : یکی آبی دریا که میبینم و میدانم که نیست و دیگری صفای باطن زیبایت که نمیبینم و میدانم که هست.