سه ر بنه وه بان به رزی شانم،
تا به لکو ده رچو شه که تی گیانم،
سه ر بنه وه بان سینه چو سه نگم،
به لکو بزانی ارات دل ته نگم.
ترجمه:سرت را بگذار بروی شانه ام،بلکه خستگیم در برود.سرت را بگذار برسینه چون سنگم،بلکه بدانی برایت دل تنگم.
@فال فروش · ۴۰۴ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۱۲۱ رأی)
سه ر بنه وه بان به رزی شانم،
تا به لکو ده رچو شه که تی گیانم،
سه ر بنه وه بان سینه چو سه نگم،
به لکو بزانی ارات دل ته نگم.
ترجمه:سرت را بگذار بروی شانه ام،بلکه خستگیم در برود.سرت را بگذار برسینه چون سنگم،بلکه بدانی برایت دل تنگم.
جور یوسوف له چاه گرفتاردم،
وه شای دالاهو وفاداردم،
قسم وه داوود وه هرچی پیره،
میلد جور قلاو، له دلم گیره.
ترجمه:چون یوسف درچاه گرفتارتم،به شاه دالاهو قسم وفادارتم،قسم به داودوهرچه پیر است،میلت چون قلاب،درقلبم گیر است.
وقتی،بی همگان بسرشود،
مطمئن باش
بی تو هم بسر میشود،
کمی طولانی تر،
کمی کسالت بارتر،
فقط کمی، کمی دیرتر.
گفتم:شعرهایم را دانه پاشیدم،
تاحواست پرت شود،
شکارت کنم!!!
گفت:زهی خیال باطل...!!
گنجشک های این روزها،
گوشتخوار شده اند،
باید خود را تکه تکه کنی!!!!!
گفتی به لبم لب نزنی چون رمضانست!
هنگام فروخوردن امیال نهانست!!
گفتم به فدای قد رعنای تو ای یار،
بیمارم واین روزه برای دگرانست!
گفتی که ببین ما همه مهمان خدایی�
اوشاهد این بی شرمی وکفرعیانست.
گفتم که خدا ازدل انسان خبرش هست
خود خالق این قلب پریش ونگرانست.
گفتی که مسلمانم ودرفکربهشتش،
این کوشش بیهوده توتاچه زمان است؟
گفتم که به ره مانده لبهای تو هست�
انفاق کن ای حور که هنگام اذان است.
عاشق که می شوی
لالایی خواندن هم یاد بگیر...
شب های باقی مانده عمرت به این سادگی ها صبح نخواهد شد.
چقدر دلم میخواهد نامه بنویسم،
تمبر وپاکت هم هست ویک عالمه حرف نگفته
کاشکی کسی جایی منتظرم بود...
شیرینیت هه نگوینی تال کرد،
جوانیت گولی شه رمه زار کرد،
وه فاداریت منی قه رز دار کرد
سؤزت دلمی بریندار کرد.
ترجمه:شیرینی تو عسل راتلخ کرد،جوانیت گل راشرمنده کرد،وفایت مرا بدهکارت کرد،سوز دلت مرا خون به جگر کرد
منتظر نباش که شبی بشنوی،
از این دلبستگی های ساده دل بریده ام،
که روسری تو را
درجامه دان قدیمی،جاگذاشته ا�
یا در آسمان ،
به ستاره دیگری سلام کرده ام،
منتظر نباش،
من هنوز عاشق توام.
ئیمرؤ دلخوه شم هه والت پرسی�
ئیتر خه م ناخؤم قه ت له بی کسی�
چاوم تؤی هه بی دونیا درؤیه
جارجار یادم که هیوام به تؤیه.
ترجمه:امروز دلخوشم حالمو پرسیدی،دیگرغصه بی کسیم رانمیخورم،چشم توراداشته باشد دنیادروغ است،گاه گاهی یادم کن که امیدم به توست.
ای کاش آنشب دست درمویش نمی برد
زلفش که آمد روی پیشانی...
دلم رفت...
عمریست
درشب چشم هایت
گیر انداخته ای دلم را،
حالا
پرم میدهی که برو؟؟؟؟
ئه ته ل مه ته ل نان وماس
عه زیز خوه می بیژه خاس
ره فیق وه ک تؤ له دونیا
نیه به حه زره ت عه باس.
ترجمه:اتل متل نان وماست،عزیز خودمی بگو خب،رفیق مث تو در دنیا پیدا نمیشه به حضرت عباس.
گیزی کتری ره ش،قولته ی ته ماته،
له وسه ری دونیاش دلم له لاته.
ترجمه:سوز کتری سیاه بر آتش،قل قل گوجه بر اجاق،آن سر دنیا هم که باشم به یادتم.
له یه کتر دورین دلمان لای یه که،
من تؤم خوه ش ده وی،تؤش که یفی خوه ته.
ترجمه:از هم دوریم اما دلمان پیش هم است.من تو را دوست دارم تو هم خود دانی.
سه ری کولمت له نیو زولفی سیادا
ئیشاریکه له نوری شه وچرا دا
ترجمه:سرگونه ات میان زلفان سیاهت،اشاره ای است از نور شبچراخ.
هه تا رؤژی ئه به د قوربان،له سه ر عه هدی قه دیمی تؤم،
به هه شتم لی حه رام بی گه ر به بی تؤی ته مه ننا که م.
تاروز مردن،قربان،برسرعهد قدیم توام.بهشت حرامم باد اگر بدون وجودتو آرزویش کنم.
قسم به شکیب همیشه بی هوش
باران تنها،آن خانه به دوش
نادر و مکر زیور سیاه پوش
به خال بیتا،زخم کیانوش
مگربمیرم کنمت فراموش.
به جان طاهای زندان غریب�
چشمان بیتا داده فریب�
به مرگ یارو تعویض روغنی
هرجا بروی عزیز منی
سلام برتو ودل زیرپایت
وانت شکیب کنم فدایت...
بیا ای جان من ساقی فدای ساغرت بادا
ئه مان سوتام ئه مان جامی له نؤبه ی ده وره به ملادا.
ترجمه:امان سوختم امان جامی به نوبت به من دهید.