ا

امیر

@amir jafari · ۶۱ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

R
RaNgo ۱۳ سال پیش
جوک

عاغا ما با چن با رفقا قرار گذاشتیم هرجا اتفاقی تو خیابون همدیگرو دیدیم جوری همو قهوه ای کنیم که طرف روش نشه سرشو بالا بگیره..(:
دیرو تو خیابون بودم یهو دیدم یکی گفت امییییییییییییییییییییییر امییییییییییییییییییر پشت سرمو نیگا کردم دیدم دوتا از رفیقامن بعد دو ثانیه از همون فاصله دور درحالی که داشتن مث ببر ب سمتم یورش میاوردن با داد گفتن امیرجان اسهال داشتی خوب شدی؟!!!!!!!!!!!نامردا سه بار تکرارش کردن جوری که همه با حالت پوز خند نیگام میکردن
عاغا من خودمو میان رنگهای قهوه ای پیدا کردم و سرمو انداختم پاییین و دوییدم به سمتی که نمیدونسم دوییدم فقط خاسم از اونجا دور شم...D:

R
RaNgo ۱۳ سال پیش
پیام

سلااااام به بروبچ
داش کیان از پستات معلومه خیلی ناراحتی خو اخه چرا؟ بخدا اگه ناراحت باشی منم خیلی ناراحت میشم میدونم داغونی ولی حال ماروهم درک کن بدون تو صفا نداره اینجا توروخدا خوشال برگرد رومو زمین ننداز
مانی جان شما چرا نیسی خو حداقل تو پاتوق پست بزار دلمون خوش باشه خیلی گلی!!!!!!!!!!!!!!!

R
RaNgo ۱۳ سال پیش
جوک

هفته پیش نصف شب پاشدم برم دسشویی دیدم ساعت 2:20 هس چن دقیقه که نشسم تو فاز خاب بودم وقتی به خودم اومدم دیدم پاهام خاب رفته ب زور بلند شدم اومدم بیرون دیدم ساعت 2:55هس!!!!!!!!هنو که یادم میاد خداروشکر میکنم که با سر نرفتم تو چاه!!و همینطور که زود بیدارشدم وگرنه ریه هام الوده ب مواد شیمیایی اضافات بدن انسان میشد!!!!

R
RaNgo ۱۳ سال پیش
جوک

عاغا دیروز تو کلاس نشسه بودیم معلمه هم اوسکوله اصن نمیتونه کلاسو اداره کنه کل کلاسم زنگ این حال میکنن کلی تیکه هم میندازیم داشت یه چی رو تخته مینوشت که بچه ها همه باهم سرفه کردن بعد برگشت یه سری به نشونه تاسف تکون داد و برگشت ادامه کارشو انجام داد که یه دفعه طی یک حرکت خود جوش و البته هماهنگ وحوش کلاس گل کرد و هرکی از خودش صدای یک گونه از حیواناتو در اووردن ولی انصافا قشنگ در اووردن معلمه هم چون تو اون زنگ خیلی اذیتش کرده بودیم محل نذاشت و ب کارش ادامه داد،هرکی تو یه چی استعداد داشت یکی پلنگ یکی کرگدن یکی شیهه میکشید یکی کلاغ یکی جیک جیک و...(:
عاغا در همین حین بین این همه صدای اژدها و تمساحو ببر بغل دستیم جوری عر عر کرد که کل کلاسو یه سکوت سنگین فرا گرفت همه اینجوری بودن(0o) یه لحظه فک کردم یه الاغ در سن بلوغ کنارم تشسه حتی معلمه هم برگشت گفت اخه شما تو کدوم طویله بزرگ شدین،داشتیم پسره رو نیگاش میکردیم که یهو دقیق مث خر ذوق کرد با یه اعتماد به نفس گفت چقد قشنگو طبیعی صدای خر در اووردم!!!!!!!!!!
عاغا کلا فهمیدم که طرف تعطیله بدبخت افتخار میکنه که الاغ شدهD:

R
RaNgo ۱۳ سال پیش
جوک

چن وقت پیش با دوسم تو پارک نشسه بودیم خلوتم بود حوصلمون سررفت دیدیم کسی نیست پس بهترین موقس که بریم یه توپ بخریم فوتبال کینم عاغا خریدیم و شروع کردیم به بازی که من توپو استوپ کردم دور خیز کردم و اماده شوت زدن شدم خیز برادشتم به سمتش پامو با تموم قدرت به سمت توپ پرت کردم ولی نفهمیدم چی شد پای زیرم یاری نکرد سر خورد اون پامم از رو توپ رد شد و دوتا پام رفت تو هوا با ... خوردم زمینD:
خخخخخخ
وقتی داشتم از درد به خودم میپیچیدم گفتم خدارو شکر کسی ندید دوسم که داشت زمین گاز میگرفت گفت پس اونا کین دیدم 4 تا زن اون طرف نشسن و بنده اونا رو شاداب کردم!!!

R
RaNgo ۱۳ سال پیش
جوک

به جون خودم راس میگ�
دیرو داشتم تو خیابون را میرفتم همینجورم داشتم به ی خاطره خوب فک میکردم اقا دیدم هرکی رد میشه ی جور نیگام میکنه انگا دیوونه دیده منم گفتم اینا چقد اوسکولن توجه نکردمو ب کار خودم ادامه دادم(:
بعد چن دیقه دیدم اینا دیگه بیش از حد اوسکولن اخه من چی دارم ک دارن نیگام میکنن بیشتر که دقت کردم دیدم ی لبخند ملیح ژکونده اروم و در عین حال با چیلی نسبتا باز رو صورتم نقش بستهD:
بخدا راس میگم اصن دست خودم نبود بخاطر اون خاطره لعنی کثافط بود که با ابروم بازی کرد):
الان همشون فک میکنن من دیوونه بودم و در اخر نتیجه گرفتم که من بیش از حد اوسکولم نه ملت

R
RaNgo ۱۳ سال پیش
جوک

امرو تو خیابون منتظر دوسم بودم دوتا پسرم اون ور تر بودن اقا دیدم یکی از اونا گفت پسر منم فک کردم با من بود نگاش کردم ولی دیدم با دوسش بود دو دیقه بعد اون یکی بلند گفت میگما باز فک کردم با منه نیگش کردم دیدم با دوسش بود بار بعد اون یکی گفت اقا منم دوباره نگاش کردم ولی بازم با من نبود دیدم دارن میخندنD:
بعععععله دقیقا منو اسکول کرده بودن منم به زیبایی هرچه تمام تر اسکول شده بودم واین اتفاق نشان از این است که دو نفر دیگر ب اسکول بودن من پی برده بودن!

R
RaNgo ۱۳ سال پیش
جوک

عاغا تا چن دقیقه پیش این پسر عموم که گودزیلاست منو نشونده بود رو زمین میرفت از دور ژست میگرفت(باور کن دست خودم نیس ولی وقتی ژست میگرفت مث سگ میترسیدم)بعد مث پلنگ زخمی میدویید میپرید جفت پا میومد تو صورت و شکمو کمر من هروقتم پا میشدم برم این گودزیلا جوری داد میزدو گریه میکرد که من از ترس خودمو میزدم تا گریش بند بیاد،جدیدنم یاد گرفته بخم میگه احمق!!الانم کل بدنم کوفتس،خیلی وحشیه

R
RaNgo ۱۳ سال پیش
جوک

مجبور شم از دایل آپ استفاده کنم اگه دروغ بگ�
هفته پیش سر کلاس فیزیک بودیم معلمه چن تا تمرین داده بود گفت بشینین حل کنین معلمه هم اصن چیزی ب اسم اعصاب رو درک نمیکنه،تمرینارو داد ماهم که نخبه کل کلاس فقط مث بز نیگای خطوط و اشکال دفترمون میکردیم چن دقیقه گذشت جلوییم حوصلش سررفت با بغلیش صحبت کرد معلمه هم دیدش و اتش درونش فوران کرد منم فهمیدم بهش گفتم محسن ساکت الان حمله میکنه بهت ولی دیر شده بود عاغا این معلمه عملیات بمبارانو اغاز کرد اول یه دفتر پرت کرد خورد تو صورت بغلیش ماژیکو پرت کرد خورد تو سینه پشت سری من اومد یه لقت زد خورد تو میز ولی ب رو خودش نیوورددیگه تحمل نکرد وارد برخورد فیزیکی شد با تیپا انداختش بیرون،توی تموم صحنه ها ما اینجوری بودیم (0 o)،شانس اووردیم ادامه نداد وگرنه چن تا تلفات طلفات تلفاط طلفاط میدادی�
بدبخت پسره جفت کرده بود

R
RaNgo ۱۳ سال پیش
جوک

اقا ما کلاس اول دبیرستان بودیم تازه رفته بودیم تکواندو خیلیم ادعا داشتم،ی بار با یکی دعوام شد طرفم خیلی شاسکول بود ماهم ی لگد انداختیم برای طرف ولی در عین نا باوری پامو گرفت منم یه لنگ در هوا موندم داشتم بال بال میزدم شانس اووردم معلم اومد ولی از شانس گندم چشمش فقط منو دیده بود اومد مثه گرگ زخمی بهم حمله کرد و با تیپا و لگد تو گوشی پرتم کرد بیرون،تنها چیزایی که از اون لحظه ها یادمه ناله های خودمهD:
من!!
معلم!
بچه ها00000000