امرو تو خیابون منتظر دوسم بودم دوتا پسرم اون ور تر بودن اقا دیدم یکی از اونا گفت پسر منم فک کردم با من بود نگاش کردم ولی دیدم با دوسش بود دو دیقه بعد اون یکی بلند گفت میگما باز فک کردم با منه نیگش کردم دیدم با دوسش بود بار بعد اون یکی گفت اقا منم دوباره نگاش کردم ولی بازم با من نبود دیدم دارن میخندنD:
بعععععله دقیقا منو اسکول کرده بودن منم به زیبایی هرچه تمام تر اسکول شده بودم واین اتفاق نشان از این است که دو نفر دیگر ب اسکول بودن من پی برده بودن!