R
RaNgo ۱۳ سال پیش
جوک

به جون خودم راس میگ�
دیرو داشتم تو خیابون را میرفتم همینجورم داشتم به ی خاطره خوب فک میکردم اقا دیدم هرکی رد میشه ی جور نیگام میکنه انگا دیوونه دیده منم گفتم اینا چقد اوسکولن توجه نکردمو ب کار خودم ادامه دادم(:
بعد چن دیقه دیدم اینا دیگه بیش از حد اوسکولن اخه من چی دارم ک دارن نیگام میکنن بیشتر که دقت کردم دیدم ی لبخند ملیح ژکونده اروم و در عین حال با چیلی نسبتا باز رو صورتم نقش بستهD:
بخدا راس میگم اصن دست خودم نبود بخاطر اون خاطره لعنی کثافط بود که با ابروم بازی کرد):
الان همشون فک میکنن من دیوونه بودم و در اخر نتیجه گرفتم که من بیش از حد اوسکولم نه ملت

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.
⁦

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.