m

mostafa

@mo30bat · ۱ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

b
bab sfanji ۱۳ سال پیش
پیام

تو نگات شبیه شیشه
عشق من یه تیکه خورشید
عشق تو دویست و شیشه
من نگام دربدر تو
تو حواست پیش بنزه
کاش از اول می دونست�
توی چشمای تو لنزه
تو شبای بی ستاره
مثل جنگلای دوری
تو موهات خیلی قشنگه
سرتو با چی می شوری؟
خوب می دونم اگه باز�
مانتوی گلی بپوشی
جلو پات نگه می داره
وانت میوه فروشی !!!

b
bab sfanji ۱۳ سال پیش
جوک

نامزدآبجیم باخواهرش اومده بودن خونه مامهمونی
اونشب داداشم یه برگه مسابقه قرانی اورده بودخونه
توپذیرایی نشسته بودیم که به من گفتن پاشوبرگه روببرخونه عمو
تاجواباشو واسمون بنویسه
من هیچ رقمه زیر بارنرفتم که نرفت�
به هیچ وجه من الوجوه
درهمین اثنامشغول شیطونی بودم که ناگهان
"اونشب کذایی ازاینجاشروع میشه"
که ناگهان "روم سیاه"
صدایی سهمگین از مابه درشد
مادست وپای گم بنموده وسرخ روی،فی الفور ازجاکنده شدی�
وگفتیم برگه کو برگه کو بدید برم عموووووووووووووو
دم همشون گرم ابرازهمدردی کردن وهیشکی نخندید
فقط نامردا بااینکه 24 سال ازاون فاجعه میگذره هنوز یادشونه

b
bab sfanji ۱۳ سال پیش
پیام

واقعا این ابیات ارزش خوندن نداره آیا؟
1.اظهار عجز پیش ستمپیشگان خطا ست
اشك كباب موجب طغیان آتش است
2.بی سبب خود را مرنجان،از قضا نتوان گریخت
نوش جان باید کنی حق در پیاله ،هرچه ریخت
3.گر به قسمت قانعی بیش و کم دنیا یکیست
تشنه چون یک جرعه خواهدکوزه و دریا یکیست

b
bab sfanji ۱۳ سال پیش
جوک

یکی ازاقوام که توشرکت شیرپاستوریزه کارمیکرد تعریف میکرد
میگفت هرروز یک ونیم لیترشیر سهمیه داشتیم که میبردم خونه واسه مامانم،
توخونه تامسئله ای پیش میومدمامانم میگفت علی اگه فلان کاروبکنی شیرموحرومت میکن�
یه دفعه که سریه موضوع خیلی ناراحت بودم مامانم دوباره گفت شیرموحرومت میکنم ها
منم گفتم دوسال روزی نیم لیترشیر به مادادی هی بگو حرومت میکن�
ولی من پنج شیش ساله روزی یک ونیم لیتر شیر واست میارم یه بارنگفتم حرومت باشه
*نفس همه مادرای ایرونی گرم گرم*

b
bab sfanji ۱۳ سال پیش
جوک

سلا�
خداوکیلی این قصه عین حقیقته حقیقت
یکی ازاقوام ما که خیلی هم بیش ازحد
بی نمک تشریف دارن تعریف می کرد
گفت تازه عروس گرفته بودیم.سفره ناهاروپهن کردیم میخاستیم مشغول خوردن بشیم که ما
شوخیمون گل کردویه چیزی گفتی�
خانومم گفت:کُرّه خرزشته
ماهم قهرکردیمواز سرسفره پاشدیم رفتیم تواتاق زیرپتو
بعدکل خونواده اومدن معذرت خواهی
هرکی یه چیزی میگفت
عروسم گفت بابا به خاطرمن حالا ببخش مامان که چیزی نگفت
من هم اززیرپتوگفتم چیزی نگفته،
بعداز50سال واسه خودمون یه خرحسابی شدیم حالابه من میگه کُرّه خریعنی بایدازنوشروع کن�
همه گفتن بیمزه ورفتن ومنم یه لگد ازخانومم نوش جان کردم

b
bab sfanji ۱۳ سال پیش
پیام

تقدیم به همه هواداران 4جوک
این شعررو خودم سرودم اگه خوشتون اومدتشویقم کنید مبادا کورذوق بشم،ادامه داره
اگه ببینم خوشتون اومد ادامه میدم باتشکر
من یه درختی تنها؛باتو میشم یه جنگل
باتم کِرم اَبریشم؛بی تو منم یه اَنگل
بی تو مثه کوهپایه ؛باتو مثه یه کوه�
باتو مثه دماوند؛ببین چه باشکوه�
من باغچه اي کوچيکم، باتو مثه يه باغ�
فقط به خاطر تو؛ بهار مياد سراغ�
من پیکانی لَکَنته؛باتو من اِلِگانس�
بی توهمش مریضم ؛راهی آمبولانسم...

b
bab sfanji ۱۳ سال پیش
جوک

میخام دلتونو;افق دیدتونو روببرم سمت افق
آخرین روز سال 91 جاتون خالی
رفتیم باغ یکی از اقوا�
قلیون زدیم به بدن بعدش یه دل سیرچاقاله لومبوندیم و دسرهم چندتا آلوچه فرودادی�
آخرش دیگه محشره که
سواربرپرایدرفتیم سمت خونه
واقعابااینهمه خوشبختی یجا نمیشه رفت سمت افق دوستان جای ماتو افق
همچین آدم فخرفروشی هستیم خونوادتن
اگه چاقاله دوستی بزن اون لایک قشنگه رو