م

مهدیه

@onlyme · ۵۴ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

d
dean winchester ۱۲ سال پیش
جوک

از پشت همین تریبون وصیت میکنم:اگه بیماری برمن فایق آمد و دار فانی را وداع گفتم لطفی بی چرا در حقم کنید...
لپ تاپم را بدون روشن کردن با 56 ضربه به ستون های سخت تخت جمشید کوبیده و باقیمانده را در آتش سیمرغ بسوزانید و خاکسترش را به هفت قسمت برابر تقسیم نموده و هر قسمت را در یکی از عجایب هفت گانه جهان به باد بسپارید و اطمینان حاصل کنید که اثری از آن باقی نمانده...
باشد که این گونه به آسایش برس�
پایان

م
مهديه ۱۳ سال پیش
جوک

ديروز بعد از مدرسه (بعله تو تابستونم مدرسه ميريم!حسنى ام خودتونيد!) كلاس تركيبياتو پيچوندم و فرار كردم به سوى خانه و تلفون خونه رم از برق كشيدم.
حالا امروز هنوز پامو نذاشتم تو مدرسه ناظم جلومو گرفتو مرا گرفت به باد سرزنش!داد ميزدا!چشاشم رگ به رگ شده بود.آخرشم گف حالا كه بدون اجازه من از مدرسه ميرى دددو نمره از انضباطت كم ميكنم.
دوستان حاضر در صحنه بعد از وقوع پيشامد:
-اشكال نداره.ناراحت نباش
-به مامان بابات بگو زنگ بزنن عذر خواهى كنن.
-و...
حالا جواب من:خب...حالا كه حساب كردم 9 بار ديگه وخ دارم مدرسه رو بپيچونم تا صفر مونده حالا! :|

م
مهديه ۱۳ سال پیش
جوک

داشتيم اون تبليغه كه مرده سه تا ميشه رو ميديديم ميگم:من اگه سه تا بودم يكيم فيلم ميديد يكيم مينوشت يكيم هم درس ميخوند.مامانم ميگه نخير اگه سه تا بودى يكيت فيلم ميديد يكيت چت ميكرد اون يكيم با گوشيت ور ميرفت!
اين گونه شد كه من فهميدم مادر حقيقيمو پيدا كردم چون جز اون هيشكى اينقد خوب نميشناسدم!

م
مهديه ۱۳ سال پیش
جوک

چند وقت پيش يكى زنگ زد خونمون من گوشيو برداشتم.
من:الو سلام بفرماييد¿
آقاهه:سلام عليكم منزل آقاى طباطبايى¿
من:نخير اشتباه تماس گرفتين.شما¿¿¿
آقاهه:مگه نميگى اشتباه گرفتم پس ديگه چى ميگى¿!!!
خدارو هزااااار مرتبه شكر خودش گوشيو قطع كرد چون من واغعا نميدونستم چى ميگم!
با كيا شدين 70ميليون¿فك و فاميلم فك و فاميلم دارن¿افقم ككه جديدا كارتى شده عمودم كه نوآورى يكى ديگه ست خط اريبم منو تو خودش محو نميكنه!

م
مهديه ۱۳ سال پیش
جوک

اعتراف ميكنم سر آزمون جامع جمعه پيش(اگه نفهميدين كه دوم رياضيمو نشانه انرژى اتميو مدارس برتر ميدم بگيد بيشتر توضيح بدم!) خلاصه اعتراف ميكنم نميدونستم بچه ها يه ميز درميون اول و دومن كلى از فيزيكامو از رو جلوييم زدم درصدم شد 13! :'(
دختره كصاااافططط حالا ميفهمم چرا ورقه شو عين دروازه باز گذاشته بود...
راستش هنوز جرعت نكردم به خانواده و دوستان بگم چون دراين صورت سوژه شونو تا سه قرن آينده تامين كردم!!!
سوتى رتبه خراب كنه ميدم¿!!!

o
onlyme ۱۳ سال پیش
جوک

يعنى ضايع شدم عيييين چييييى!ميخوام سرمو بزنم ديوارا...
داييمو زن و بچش اومده بودن خونمون عيد ديدنى.تل زنگيد رفتم اتاقم جواب بدم.داشتم با دو
ستم حرف ميزدم يهو زندايى درو باز كرد اومد تو.يه اسكناس دهى نوهم دستش بود.
آغا من پاشدم:اين چه كاريه زندايى بابا من ديگه بزرگ شدم...راضى به زحمتتون نيستم...
زندايى گرامى با يه لبخند محوى رفت سمت كيف دخترش و بلند گفت:ميذارم تو جيب جلويى.
من= :-(((
زندايى= :-)))))))))
فك و فاميل و خانواده بعد از شنيدن سوتيم= :-))))))))))))
دوستم پشت خط= :-)))))
هيچئ ديگه افق كه تكرارى شد مجبورم بمونم تو اتاق!

o
onlyme ۱۳ سال پیش
جوک

داييم يه اس تبريك نوروز داده آخرش نوشته نوروز را برشما و همسر گرامى تبريك ميگويم...
دايىجان ميخواستى احساس كنم ترشيدم¿
حالا اگه شوهر كنم هيشكى اون بدبختو آدمم حساب نميكنه ها!
در اين مواقعه كه آدم محو شدن تو افقو با تك تك سلولاش درك ميكنه!!!

o
onlyme ۱۳ سال پیش
جوک

آخرين زنگ فيزيك سال بود بچه ها شور عيد داشتن ساكت نميشدن.اول زنگ پاى تخته توشته بوديم:(استاد ما مشق ننوشتيم!)معلممونم كه پايه گفت اشكال نداره خودشم هى ميگفت ميخنديد.بعد از چند دقيقه گفت:خب ديگه بچه ها ساكت درسو شروع كنيم.اما هيشكى هيس نشد.اون بنده خدا هى گفت بچه هام به كارشون ادامه دادن.يهو داد زد:ساكت ديگه...هى هيچى نميگم.اصلا همه مشقارو بذاريد رو ميز!
يهو يه سكوت خفن حاكم شد!هيشكى جيك نميزد.آقاى شمشيرى شروع كرد از ميز اول:شما...ننوشتى برو بيرون.شما...بيرون.شما¿
عاغا يعنى همه كپ كرديم.اشك عطيه كه داشت در ميومد!
شمشيرى داد زد:پاشو برو به مشاورتون بگو بياد...اگه مدير هست اونو بيار
رفيق ميز اوليه ما پاشد كه بره شمشيرى گفت:بشين بابا توهم جدى گرفتيا
به مدت ده ثانيه همه داشتن آناليز ميكردن چى شده!يهو گفتم:استاد خيلى تك بود!
بمبببب...كلاس تركيد!