o
onlyme ۱۳ سال پیش
جوک

آخرين زنگ فيزيك سال بود بچه ها شور عيد داشتن ساكت نميشدن.اول زنگ پاى تخته توشته بوديم:(استاد ما مشق ننوشتيم!)معلممونم كه پايه گفت اشكال نداره خودشم هى ميگفت ميخنديد.بعد از چند دقيقه گفت:خب ديگه بچه ها ساكت درسو شروع كنيم.اما هيشكى هيس نشد.اون بنده خدا هى گفت بچه هام به كارشون ادامه دادن.يهو داد زد:ساكت ديگه...هى هيچى نميگم.اصلا همه مشقارو بذاريد رو ميز!
يهو يه سكوت خفن حاكم شد!هيشكى جيك نميزد.آقاى شمشيرى شروع كرد از ميز اول:شما...ننوشتى برو بيرون.شما...بيرون.شما¿
عاغا يعنى همه كپ كرديم.اشك عطيه كه داشت در ميومد!
شمشيرى داد زد:پاشو برو به مشاورتون بگو بياد...اگه مدير هست اونو بيار
رفيق ميز اوليه ما پاشد كه بره شمشيرى گفت:بشين بابا توهم جدى گرفتيا
به مدت ده ثانيه همه داشتن آناليز ميكردن چى شده!يهو گفتم:استاد خيلى تك بود!
بمبببب...كلاس تركيد!

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.