M

Mohammad_h72

@Soltan1 · ۱۱۹۲ امتیاز

★★★☆☆ ۳ از ۵ (۳۳۸ رأی)

S
Soltan ۱۳ سال پیش
جوک

آغا این دختر تبلیغاتی سمت چپ زنم بشه اگه دروغ بگم.
با پسر خالم داشتیم قدم میزدیم دو تا زن رو جلوی در یک خونه دیدیم که داشتند با زنگ ور میرفتند. یکیشون منو صدا زد وگفت: پسرم میشه بگید اینا کجا رفتند.
من با تعجب گفتم: مادر من از کجا بدونم.
گفت پس این برگه چیه چسپوندن به دیوار.؟ حتما نوشتن کجا رفتن.
خدا وکیلی میخواستم گرییه کنم.( برگه های تبلیغاتی رو دیده فک کرده پیام صاب خونست)
من= :(((((((((((((((((((((((((((((((((((((((
زنه= :[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[[
ماموران سر شماری= :(((((((((((((((((((((((
این زن تبلیغاتی= :0000000000000000000000000
شیطان بزرگ= :))))))))))))))))))

S
Soltan ۱۳ سال پیش
جوک

یکی از فانتزیام اینه که به مخاطب خواصم پیشنهاد ازدواج بدم. یک دفعه بزنه زیر گریه. منم بگم چی شده دختر. چرا ناراحت شدی مگه همینو نمیخواستی. اونم بگه نه دیونه این اشک شوقه. منم یکی بزنم زیر گوشش بگم خودت دیونه ای خره. آی خدا یعنی میشه منو این همه خوشبختی (مجال، ملال،جون من نگو نوک زبونم. آها محال...‏)‏

S
Soltan ۱۳ سال پیش
جوک

از اون موقع که اومدم 4جوک یه اعتماد به نفس خاصی پیدا کردم.
چون هرچی فکر میکنم به این نتیجه میرسم که این دختر سمت چپ
خیلی عاشقمه. نیگاش کن میخواد از تو مانیتور بیاد بیرون. هرچند من
میخوام ادامه تحصیل بدم فعلا(قصد .قسد. قثد. قست. ای بابا حالا هرچی...) ازدواج ندارم.
خدااااایا...

S
Soltan ۱۳ سال پیش
جوک

عاغا یه شب میخواستم یک مطلب خیلی مهم رو یادداشت کنم. ی گودزیلا کنارم نشته بود. گفتم که مدادشو بهم بده تا یادداشت کنم. فهمیده بود که مهمه گفت که نمیدم.
هی(اسرار . اثرار . اصرار) میکردم راضی نمیشد. آخرش گفت فروشیه .
لا مصب مداد 200تومنی رو 2000 تومن بهم انداخت.
من= :(
گودزیلا=:)))))))
یه همچین فامیلای گودزیلا و کاسبی دارم من...