S
Soltan ۱۳ سال پیش
جوک

عاغا یه شب میخواستم یک مطلب خیلی مهم رو یادداشت کنم. ی گودزیلا کنارم نشته بود. گفتم که مدادشو بهم بده تا یادداشت کنم. فهمیده بود که مهمه گفت که نمیدم.
هی(اسرار . اثرار . اصرار) میکردم راضی نمیشد. آخرش گفت فروشیه .
لا مصب مداد 200تومنی رو 2000 تومن بهم انداخت.
من= :(
گودزیلا=:)))))))
یه همچین فامیلای گودزیلا و کاسبی دارم من...

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.