ادم است دیگر...
گاهی دلش شیطنت های عاشقانه میخواهد....
@pouya.rs · ۵۰۳ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۳۴ رأی)
ادم است دیگر...
گاهی دلش شیطنت های عاشقانه میخواهد....
قبلادوست داشتن رو بلد نبودم الان فراموش کردن رو...
ادم است دیگر.....
گاهی در اوج دانستن دلش دروغ های زیبا میخواهد...
مامان وبابام داشتن سریه موضوع بحث میکرذن مامانم خیر سرش اومد یه ضرب المثل بگه گفت خدا موش رو دید مه به قورباغه دندون نداد
0_o
الان میفهمم خواهرم به کی رفته 3 ضربالمثل رو یکی میکنه اخرسرهم نمیتونه یه چیزدرست و حسابی تحویل ادم بده
^_^
بیچاره تلف شده:-D
اعتراف میکنم سرجلسه امتحان اگه خودمولکشم نمیتونم 1 صفحه پرکنم واسه همین هروقت میبینم بقیه میگن یه برگه دیگه منم نامردی نمیکم واسه اینکه ضایع نشم یه برگخ دیگه میگیرم:|
داشتم به ماملنم میگفتم قهوه یا چیزی نداریم که بخورم خواب ازسرم بپره بابام از اون ور داد میزنه میگه بخون بخون اگه نمره خوب بگیری واست یه چیز خوب میخرم منم درهمین حین یه لبخندژکوند زدم به خواخرم گفتم زهی خیال باطل بیچاره نمیدونه من قید این امتحان رو زد�
بیچاره بابام:|
خواهرم خطاب به گودزیلا:......بیاببین بیرون مه!(حالا انگار تو.کل زندگیش مه ندیده:|)
گودزیلا:مه چیه؟؟؟؟
من:o_0
خواهرم:همون گرد و غبار !
من^_^
برف!!!
بارون؟؟؟؟
اعتراف میکنم دوران دبیرستان هروقت حوصله درس خوندن نداشتم.خودمو به مریضی می زدم حتی چندبار فرستادنم خونه:-Dخودمونیم ولی حالا که فکرشومیکنم میبینم چه جونوری بودم من:|
مکالمه گودزیلامون و معلمش وقتی معلمشون میخواسته دیکته بگیره
معلم:امید زنبور را با مشت زد.
گودزیلا:خانم نمیشه ،زنبور نیشش میزنه!!!
معلم:خب بذار بزنه!
گودزیلا:این دیگه چه مسخره بازیه؟!؟!؟
من@_0
معلم-_-
مدیر#_#
یعنی معلم رو با این همه سابقه کار با خاک یکسان کرده:-D
اومدم به گودزیلا(داداشم)دیکته بگم چندتا غلط داشت بهش میگم بعدش باید از روی کلمات اشتباه بنویسی یهو درومده میگه: ولم کن منم مشکلات خودمو دارم :|
من 0_o
جمعی از مشکلات####
شورای حل اختلاف ;///
دادش گودزیلام اومده با کلی اصرا و خواهش و.تمنا میگه من نقل گشاد میخوام بهش میگم نقل گشاد دیگه چیه چیه؟ بعدکلی تحقیق و تفحس کاشف به عمل اومد که منظورش مشکل گشا بوده 0_o
مشکل گشا o_O
اجیل :///
دیگه هیچی نمیگم :|
عادت ندارم درد دلم را به هر کسی بگویم..! پس خاکش میکنم زیر چهره ی خندانم، تا همه فکر کنند، نه دردی دارم و نه قلبی...
گاهی اوقات بی خبری و بی خیالی هم عالمی داره واسه خودش...
ﺁﻣﻮﺧﺘﻪ ﺍﻡ ﮐﻪ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺷﺪ
ﻧﻪ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ، ﻧﻪ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﻯ
ﻭﺍﯾﻦ ﻟﻌﻨﺘﻰ ﻧﺸﺪﻧﻰ ﺗﺮﯾﻦ ﮐﺎﺭﻯ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺁﻣﻮﺧﺘﻪ ﺍﻡ
از دوستم پرسیم سیستم عامل گوشیت چیه؟؟؟ میگه: نوکیا
منo_0
نوکیا
سیستم عامل
ودر انتها همه 1دقیقه سکوت...
به بعضیا باس گفت:
پَر و بالو که خودم بهت دادم..
دُم از کجا در آوردی بدبخت!؟!
خواهرم اومده خیرسرش به شوهرش ابراز علاقه کنه بهش گفته هروقت تو.پیشمی هریک دقیقه اندازه یکسال طول میکشه:|
من!!!!!!!
عشق؟؟؟؟؟؟
علاقه((((((((
اینم فک و فامیل ما...
گاهی زمستان هم سردش میشود
وقتی
لرزش تنم را از سردی حرفها میبیند.
سریکی ازکلاسهامون بودیم که یهو یکی ازبچه ازجاش پرید و جیغ زد تمام وسایل خودش و بغل دستیش ریخت رو زمین منم که از همه جا بیخبر یهوازجام پریدم بهش گفتم چی شده ؟؟؟میگه سوووووووووووسک میگم:خوبه گودزیلا مدیدی!!!استاد هم عین برگ چغندر ایستاد نگا میکنه و هرهر میخندید بعدش کفت موقعی که سوسک داشت میومد سمتتون دیدمش ولی چیزی نگفتم چون درهرصورت فرق نداشت!
قیافه من تواون لحظه:|
یکی نیست بگه مرض داری بچه مردم رو میترسونی،استادبووووووووق
یه درس داریم به اسم نقشه کشی ومساحی سرکلاس بودیم استاد داشت بهمون اموزش میدادکه چجوری بادوربین و شاخص کارکنیم صدام زد گفت این شاخص و میر رو بگیر برو تایه فاصله ای گفتم :باشه،بعدیه مدت خسته شدم دستموگذاشتم روکمرم یه دستم هم به شاخص بود استاد هم داشت بادوربین نگام میکردم به بچه ها گفته نگاش کنید شبیه افتابه است:|
استادبووووووووووووووق دلم میخواد خفش کنم.