دقت کردین بعضی از این مگسا چقد پررو تشریف دارن بعد از ظهر خوابیده بودم مگسه اومد دست و پاشو کرد تو چشمم بعدش رفت تو دماغم فکر کنم میخواست خود کشی کنه!
@mojtaba13 · ۱۴۸ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
دقت کردین بعضی از این مگسا چقد پررو تشریف دارن بعد از ظهر خوابیده بودم مگسه اومد دست و پاشو کرد تو چشمم بعدش رفت تو دماغم فکر کنم میخواست خود کشی کنه!
هر وقت دلت میگیره میسوزم
هر وقت دلت میسوزه میمیر�
خیلی دلم گیره خیلی گرفتار�
دوست داشتنت خوبه خیلی دوست دارم...
لایک:ساده دل من
یکی از فانتزی های به روز من اینه که جزو کاربران برتر سایت بشم میدونم این فانتزی شما هم هست پس بزن لایک و به افتخار فانتزیمون!!!
امروز رفتم کارنامه گرفتم اومدم خونه اینقد 4jok روم تاثیر گذاشته که کارنامه رو به بابام نشون دادم گفتم بابا اگه نکته شو گرفتی بکوب چَک و....
پدرم که کوبید چک و حالا شما هم بکوب لایکو تا کاملا چپ وراست شم.
باتشکر!
اگر تمام حلزونهای عالم دست به دست هم بدهند تا به چین رنج هایت سفر کنند؛ باز هم کاری از پیش نخواهند برد ، گیرم عصاره شفابخش هم داشته باشند. چین و چروک رنجهایت را مرهمی نیامده مادر ...
لایک:به بهشت نمیروم اگر مادرم انجا نباشد.
عا شق اسمم میشوم . . . وقتی که تو صدایم میزنی.
لایک :ساده دل من
اين روزهــا ؛ هر جايي را که نگاه مي کنم پـــــــــر است... از وجود ِ آدم هاي بي وجــــود !
رفته بودم خونه داییم دختر داییم ( 4-5سالشه ) دستش تا آرنج تو دماغش بود داشت حفاری میکرد مامانش بهش میگه دستتو در بیار کثیفهههه ! این بچه برگشته چشم تو چشم مامانش میگه چی میگی بابا دارم میزارمش سر جاش !
عجب فک و فامیل دماغی داریما!!!
تقصیر خودم است عشق را به کسانی ارزانی کردم که از زندگی ، جز آب و علف روزانه، نه میفهمند نه میخواهند!
لایک:ساده دل من
به دلت تبریک بگو!
دوستت دارم هایش را به کسی که لایق اوست می گوید! او هم مثل خودت دلی هرزه دارد...
لایک :ساده دل من
آدم نمی شـــــوم مـــــــن ...
لبخندت خـــرم می کند ...
دوری ات سگـــــــم ...
لایک:ساده دل من
ببینمت . . . گونه هایت خیس اســـت . . .باز با این رفیق نابابت . . . نامش چی بود؟ هان! باران . . . باز با “باران” قدم زدی ؟ هزار بار گفتم باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی ها . . . همدم خوبی نیست برای درد ها . . . فقط دلتنگی هایت را خیس و خیس و خیس تر میکنــــــد ... لایک:ازوقتی رفتی تنهایی زیر بارون قدم میزنم
دوستت دارم تکیه کلامت بود من بیخود به آن تکیه کرده بودم!!
لایک:ساده دل من
چه تفاوت عمیقی ست بین تنهایی قبل از نبودنت و تنهایی بعد از نبودنت…
لایک:رفتی و بارفتنت منو ویرون کردی
تو برو... من هم براي اينکه راحت تربروي... مي گويم:برو“خيالي نيست“... اما… کيست که نداند... بي تو... تنهاچيزي که هست... “خيال توست”..
عاغا یکی از صحنه های اکشنی که امروز تو خیابون دیدم یعنی یه چیزی تو مایه های سینمای خالیوووود بودشا یارو با پیکان بله با پیکان از دست پلیس راهنمایی رانندگی فرار میکرد هیچی دیگه خیلی راحت پلیس دستگیرش منم در اون لحظه ازکنار اونا رد میشدم ویه لبخندتلخی زدم وداشتم میرفتم که تو افق محو بشم که یکی گفت عاغا کجا میری افق دیگه خز شده همه چی گرونه اونجاخونه مونه پیدا نمیشه جای خواب نیست هیچی دیگه بیخیال افق شدم وبه راه خودم ادامه دادم...
لایک:به خاطر سینمای خالیووود
یه روزبا پسرخالم داشتیم میرفتیم خونشون تو تاکسی نشسته بودیم(خیلی فشرده) گوشی پسرخالم زنگ خورعاقا ایشون دو ساعت کشید که گوشی و از جیب مبارک دربیاره !هیچی دیگه تا گوشی و در اورد بلافاصله یه پس گردنی بهش زدم
پسرخالم دراون لحظه@@@@(اینا چشماشن که چهار تا شدن)
بهش گفتم مگه مجبوری خوو یه glxبخر که براحتی از توی جیب در بیاد هیچی دیگه قانع شد...
لایک:glxبه راحتی ازتوی حیب درمیاد وبه راحتی توی جیب جا میشه!!!
داشتم تو اتوبان میرفتم دیدم یه بچه ای رو موتور خوابش برده بود و داشت می افتاد باباش هم اصلا حواسش نبود. رفتم کنارش هر چقدر بوق میزدم نمی فهمید. آخرش رفتم جلوش و سرعتمو کم کردم شیشه روکشیدم پایین بهش گفتم :مرد حسابی پس چرا حواست به بچه ات نیس ؟؟؟ ی دفعه دو دستی زد تو سرشو گفت : اصغر پس ننه ت کووووو؟؟!!!! نه خدایی ببین کرم حلزون چه بلایی سر مردم اورده...
عاغا دیشب خونه ی مامان بزرگم بودیم این گودزیلای ماهم اونجا مستقر شده بود (5سالشه)مامان بزرگم حالش بدشد وگلاب به روتون بالا اورد این گودزیلا محترم گفت وای مامان بزرگ میخوای بچه دارشی!!!!
من هم سن این بودم پفک میخریدم هفت هشتاشو با تف میچسبوندم به هم اصلا وقت نمیشد به این چیزا فکر کنم.. والا به خدا
لایک یادتون نره...
تنها بودن قدرت می خواهد ، و این قدرت را کسی به من داد ، که روزی می گفت تنهایت نمی گذارم…
لایک:ولی رفت و تنهایم گذاشت...