عاغا یکی از صحنه های اکشنی که امروز تو خیابون دیدم یعنی یه چیزی تو مایه های سینمای خالیوووود بودشا یارو با پیکان بله با پیکان از دست پلیس راهنمایی رانندگی فرار میکرد هیچی دیگه خیلی راحت پلیس دستگیرش منم در اون لحظه ازکنار اونا رد میشدم ویه لبخندتلخی زدم وداشتم میرفتم که تو افق محو بشم که یکی گفت عاغا کجا میری افق دیگه خز شده همه چی گرونه اونجاخونه مونه پیدا نمیشه جای خواب نیست هیچی دیگه بیخیال افق شدم وبه راه خودم ادامه دادم...
لایک:به خاطر سینمای خالیووود