ازبس درس داریم یه هفته بود که سربه لپ تاپم نزده بودم مامانم اومده میگه علی یه تعمیرکار لپ تاپ خوب سراغ دارم اگه لپ تاپت خراب شده بگوها!!
بهم نمیاد درس بخونم؟؟
@ghahvekashi · ۵۲۹ امتیاز
★★★☆☆ ۳ از ۵ (۱۲۷ رأی)
ازبس درس داریم یه هفته بود که سربه لپ تاپم نزده بودم مامانم اومده میگه علی یه تعمیرکار لپ تاپ خوب سراغ دارم اگه لپ تاپت خراب شده بگوها!!
بهم نمیاد درس بخونم؟؟
امروز امتحان زبان داشتیم. معلم زبانمون امتحانارو که داد (دستنویس بود تاکید میکنم دستنویس) یه کلی سوتی داشت امتحانه مثلا نوشته بود
Tom is ............. SHE is!!!!
یا مثلا تو چهارگزینه ای ها دو تا گزینه b بود!!
خیلی هم کج و کوله بود فک کنم معلممون حدودای 2 و 3 طرحشون میکرده!!
آخرش معلمونم دید که خیلی داره ضایع میشه گفت نمیدونم اینا چرا تو تایپ اینجوری شدن!!
علی در این لحظه داشت تکنو میزد!!!
(آخه یکی نیس بهش بگه احمق این که دستنویسه!)
مامانم داره خاطره تعریف می کنه میگه من که دبیرستانی بودم خیلی احمق بودم!
ده دقیقه بعد...
علی من که دبیرستانی بودم خیلی از تو عاقل تر بودم!!!
منو میگی :|
من سر راهیم؟
یکی از فامیلامون اومده خونمون داره راهکارهای این که از خارج موز وارد نکنیم رو میگه!
میگه: موز وارد نکنید. مردم به جاش سیب میخورن!
فک و فامیله داریم؟ :|
معلم هنر پارسالمون به مناسبت سیزده آبان از کل کلاس های مدرسه عکس گرفت. دو روز بعد هم از رو عکسها به تعداد بچه ها چاپ کرد و بهمون داد. دوربینش SLR بود. (همینا که یه لنز اندازه لیوان دارن!!) 18 مگاپیکسله دوربینش....
عکسرو که به مامانم نشون دادم گفت: چه دوربینش خوب عکس میگیره میخوای برا تو هم بگیرم؟؟
گفتم یک میلیون و سیصد هزار تومنه ها!
گفت باشه حاضرم برات بخرم!!
گفتم مامان تو که حاضری یه میلیون پول بدی بلیط دبی بخر بریم یه حالی بکنیم!
مامانمم گفت نه دوربین میخرم نه بلیط...
:|
آسمان جای من است
در همین نزدیکی، چشمه باید باشد
یا که رودی بود از جاری کوهی به روان
و چه زیبا بود این جا و مکان
آسمان جای من است
در همین نزدیکی، عشق باید باشد
یا که نوری بود از طایفه ی نور امید
و چه زیبا بود این عشق و امید
آسمان جای من است
در همین نزدیکی، بخت باید باشد
بخت آن آینه ی جاویدان
و چه زیبا بود این آینه ی جاویدان
شاعر: نیما احمدی نیک
کلاس دوم راهنمایی که بودیم تو کلاسمون یه دزد پیدا شده بود که همش لوازم التحریر هامون رو می دزدید.
یک روز مبصر کلاسمون دزدرو گرفتن و بردن دادن به مدیر مدرسه!
مبصرمون تو سرویس کنار من می شست... من بهش گفتم حالا دزد کی بود؟؟
هر کار کردم دیدم نمیگه... میگفت ولش کن بیچاره آبروش میره
آخر منم دیدم به هیچ وجه نمیشه ازش حرف کشید گفتم حالا من فک می کردم تو دزدی!!!!...
گفت کی گفته؟؟؟؟
منم گفتم تا نگی کی دزده نمیگم!.... گفت من میگم تو چه ردیفی میشینه تو هم بگو اون یارویی که گفته من دزدم کیه؟؟
گفتم زرشک باید اسمشو بگی
اونم اسمشو گفت بعد گفت حالا تو بگو کی گفته من دزدم؟!
منم اسم یکی رو که باهاش بد بودم گفتم...
اونم گفت آشغال امروز ازم هزار تومن قرض کردها!!!....
:))
همیشه غزاله و بابام که تولدشون میشد همراه اول اسمس میداد تولدتان مبارک هدیه شما یک ماه اینترنت رایگان یا چمیدونم صدوهفتاد تا اس ام اس و ازین جور چیزا.....
حالا یه کلی انتطار کشیدم همراه اول اس داده تولدتان مبارک!! همین
فهمیدم فقط مال سیمکارت دائمی هاست!
شانسه من دارم؟؟
فک کنم سیم کارت دائمی هم بخرم کادو دادنشون قطع بشه!!
گفتگوی من و مامانم و غزاله:
(هر کدوممون یه بسته پف فیل داشتیم ولی من صبحش دوتا بسته خورده بودم! D:)
مامان: غزاله نصف پف فیل منو میخوای؟
غزاله: نه مامان
من: من میخوام D:
مامان: نه! به تو نمیدم!!
غزاله: اصن من میخوام الکی گفتم نمیخوام!!
من: s-:
فک و فامیله داریم؟
یه دفعه هم با دوست بابام رفتیم مسافرت یه دختر 10 ساله داشتن.
بعد من و غزاله و بقیه تصمیم گرفتیم پیتزا بخوریم..
یهو بابای این دختره درومد گفت تو پیتزا نخور پوستت خراب میشه :|
آب انار بخور :|
من رفتم افق.....
یکی از تفریات سالمم وقتی بچه بودم این بود که از تلفن خونمون به شماره خودمون زنگ بزنم. بعد صدای یه بوق عجیبی میومد ب بوو بووووووق. بعد تا گوشی رو میذاشتم سرجاش صدای زنگ تلفن بلند میشد. خیلی خرکیف میشدم :))
ولی الان دیگه زنگ بزنید صدای بوق اشغال میاد کصافطا تفریحاتمونو ازمون گرفتن...
تازه یه مدتم با خط خودم برای خودم اس ام اس میفرستادم :))
مازوخیسم داشتم عایا؟
رفته بودم مغازه. یه مرده اومد کارت شارژ خرید و رفت.
بعد یه مدت برگشت گفت ببخشید چرا هر چی این کارتو خم می کنم رمزش معلوم نمیشه؟
من :|
صاحب مغازه :|
scratch :|
یادمه یه ناظم داشتیم (الان فوت شده خدا بیامرزتش)
بعد بین بچه ها جاسوس مخفی میذاشت که مچ بچه ها رو بگیره...
منم خیلی دوست داشتم جاسوس مخفی بشم.
یه روز بهش گفتم آقا میشه من جاسوس مخفی شما بشم؟؟
بیچاره مونده بود چی بگه فکر نمیکرد کسی قضیه جاسوسارو بدونه!!
گفت: اگه احتیاج شد خبرت می کنم!! :))))
میگن توی طلافروشی های شمال تهران وقتی پول خورد ندارن به جاش پسته میدن!! D:
یادمه بچه که بودم بابام یه سی دی آهنگ بچگونه برام اورد
بعد گفت اینقدر توی تهران برات گشتم تا اینو پیدا کرد�
بعد یه مدت دیدم رو سی دیه نوشته: اهدایی سازمان حفاظت از محیط زیست
گنده (با فونت تیتر) هم نوشته غیر قابل فروش!!
بابای فداکار و راستگوئه داریم؟؟
تولدم بود رفته بودیم mp3 بخرم...
یارو نمایندگی مارک (فلان) بود...
یه مدل دیدم میگم 8گیگشو ندارید؟ میگه نه ولی رو همینم میشه 4000 تا آهنگ ریخت. 4گیگم خیلی زیاده!
بعد میگم این که زرده مشکیشو ندارین؟؟
میگه نه ولی میذاریش تو جیب چه فرقی می کنه چه رنگی باشه.
دلم میخواد یه گوشت کوبی چیزی بزنم تو سرش موافقید عایا؟؟
دقت کردین سفارتخونه کنیا توی ایران توی خیابون آفریقاست؟!؟!!!
یکی از فانتزیام اینه که یه فیلم دو قسمتی بدم بیرون (روی سی دی مثه قهوه تلخ)
بعد اول قسمت دو رو منتشر کن�
یه ماه بعد قسمت یک رو.
هیچی دیگه! من برم افق!!
یادمه یه دفعه وقتی که بچه بودم مامانم دوتا شکلات تخته ای بزرگ برای من و خواهرم خرید!! من فوری مال خودم رو خوردم. ولی داشتم برای شکلات خواهرم نقشه می کشیدم! اونم که داشت می رفت مدرسه قضیه رو فهمید و شکلات رو لیسید و یه کلی تف روش ریخت که من نخورم (بمیرم برا خودم)
منم که دیدم شکلات از دستم رفته آتیش انتقام تو وجودم شعله کشید!!!!
تا بابام از سرکار اومد گفتم: سلام بابا غزاله (خواهرم) برات شکلات گذاشته داد که من بهت بدم :)))
خلاصه دیگه انتقام خوبی بود!
گودزیلا هم خودتونید!!
کیا یادشونه یه بازی بچگیا داشتی�
اونم این بود که یه تیکه چسب نواری رو زیر شیرآب میگرفتی�
بعد دوستمون باید تشخیص می داد که کدوم طرف چسباکه؟
خدایی کیا یادشونه؟؟