طبق آخرین اخبار به دست رسیده بزرگترین تبهکاران جهان از 4jokمی ترسن.باور کن ترسی رو که موقع دیدن بیشتر تلاش کن می بینم توی نمره ی صفر و مرگ یک نفر جلو چشام نمی بینم.
(@#$%&%%!#@!$#!^)$*^()$#*()%*@#%()@*#%()#%()!#*$
@free riders · ۱۳۰ امتیاز
★★★☆☆ ۳ از ۵ (۵ رأی)
طبق آخرین اخبار به دست رسیده بزرگترین تبهکاران جهان از 4jokمی ترسن.باور کن ترسی رو که موقع دیدن بیشتر تلاش کن می بینم توی نمره ی صفر و مرگ یک نفر جلو چشام نمی بینم.
(@#$%&%%!#@!$#!^)$*^()$#*()%*@#%()@*#%()#%()!#*$
شمام وقتی یه فیلم می بینین خودتونو جای شخصیت توی فیلم فرض می کنین یا من فقط اینجوریم.
هرکی اینجوریه بزنه لـــــــــــــــــــــــــــــــــــایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــکـــــــــــــــــــــــــــــو
دیروز یه پسر خیلی خوشتیپ رو دیدم.با اینکه اصلا موهاشو ژل و اینجور چیزا نزده بود.
خیلی ازش خوشم اومد موهاش دیوونم کرد.(من پسرما)می خواستم جای اون باشم.
یهو یه گودزیلا بهش تیکه انداخت.اون زد گودزیلا رو له کرد.
رفتم پیشش و صد هزار تومن بهش دادم و گفتم گودزیلای مارو هم بزن له کن.
شماره تلفنشو بهم داد.منم بهش گفتم گودزیلا مون فلان جاست.
شب گودزیلامون درحالی کاملا له شده بود برگشت خونه.
کیا از این گودزیلا کشا می خوان لایک کنن.
شمارشم اگه لایکم از 1000بالا رفت بهتون می دم.
چگونه پست های خود را بیشتر از حد مجاز لایک کنیم.
این سؤالیست که بیشتر فور جکی ها دارند.من کفشش کردم.
قدم اول پست خود را پیدا کرده و لایکش کنید.
قدم دوم آدرس صفحه را ذخیره کنید.
قدم سوم اینترنت خود را قطع کرده و از مرورگر بیرون بیاید.
قدم چهارم اینترنت را وصل کرده و مرورگر خود را فعال کرده و آدرس صفحه را وارد کنید.
قدم پنجم پست خود را لایک کنید.
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
جهت خفه کردن،کشتن و غیره روی کلید لایک کلیک کنید.
برادر زاده ام رو که یادتونه.همونی که نامردی کرد.خب حالا داشت تو جمع صحبت می کرد،بعد به قضیه ی امتحانا کشیده شد،صداشو جدی کرد و گفت:بـــــــــــــــــــــوق م تو این آموزشو پرورش،گرقتن برای ما امتحان گذاشتن با سوالای سخت حالا قراره از سال بعد امتحان نوبت دوم نگیرن و با نمره های امتحانای ماهانه بهشون نمره بدن.ای بــــــوق م تو دهن طراح سوالات.
من که داشتم به کل هنگ می کردم که این چه موجودیه.
دوستان اون بوقا به دلیل کلمات بد سانسور شدن ولی برای این که اشتباهی پیش نیاد ریدم بود.
ادامه داستان قبل:
بعد از عمل داش عباس بلند شه و یه بسته دوغ گازدار از تو جیبش دربیاره و یکی بده به من و شروع کنیم عاروغ زدن.یهو چشم داش عباس به جاستیم بیفته و بگه i am angry boy بعد یه کلاش از تو جیبش دربیاره و بگه good byeو شلیک
دوستان پرسیدن که عروس کی بود:سلنا بود دیگه
دوستان پرسیدن که پس کجا بود:خب آرایشگاه بود دیگه!!!!؟؟؟؟؟؟
یکی از فانتزیام اینه که عروسی داش عباس باشه و منم دعوت باشم.جلو در وایسمو مهمونا اومدنی باهاشون دس بدم.جنیفر لوپزم برای خوندم بیاد و شروع کنه به خوندن=سلنا خانم ابرو کمون چشم عسلی...یهو یه ماشین سیاه شاسی بلند جلودر وایسه.یهو جاستین این گودزیلا بیاد بیرون و بگه همه جارو بهم بریزید عروسی تعطیله.
منم با سرعت موشک برم پیش داش عباس که رو صندلی نشسته و داره دوغ می خوره.بگم داش عباس جاستین خانم اومده.عباسم بگه اون نامرد!!!می زنم بـــــــــــــــــــــــــــوقــــــش می کنم.منم برم میکروفونو بردارمو بگم به افتخار داش عباس یه عاروغ محکم.یهو همه عاروغ بزنن.بعد شروع کنم به خوندن=جاستین خانم ابرو کمون چشم عسلی جاستین خانم...داش عباس از تو شلوار کردیش یه قفل فرمون دربیاره و شروع کنه به لت وپار کردن جاستین.بعد با غرور پاشه و یه عاروغ بزنه بعد یه نگاه غرور آمیز به طرف من بندازه.جاستینم از فرصت استفاده کنه و یه خنجرو تا دسته بکنه تو قلب داش عباس.من بپرم قفل فرمونو بردارم بزنم جاستینو تیکه پاره کنم.بعد برم پیش داش عباس.داره از لیتر لیتر خون میره و گروه خونیش کم یاب ترین نوع یعنی گوه مثبته.بعد بگه دادا از تو شلوارم اتاق عملو در بیار و یه جراحم تو اون یکی جیبمه.منم کاری که گفت انجام بدم.
یه زنبورم نشدیم مامانمون ملکه ای چیزی باشه ها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نامردی اگه لایک نکنی
برادر زادم امروز تعریف می کرد:بچه ها با معلم دعوا کرده بودن چون گفته بود برین کچل کنین بیاین مدرسه.اینام کچل نکردن.معلم یه کتک مفصل زدشون.بچه ها عصبانی شدن.یکی شون رفته به مدیر گفته.معلم گفته موهامون رو باید کچل کنیم و بلد نیست درس بده و کلی عقبیمو و ...
وقتی اون یه نفر وارد کلاس شد بچه ها کلی تعریفشو کردن و...
بعد بچه ها قرار گذاشتن وقتی معلم اومد هیچ کس از جاش بلند نشه و همه اون طرفو نگاه کنن.آقای معلم اومده این برادر زاده من مبصر نیست ولی گفت برپا.بچه ها اینهو موشک پریدن هوا.
برادر زادم از خنده داشت غش می کرد.معلمم می خواست بپرسه چی شده ولی برادر زادم از شدت خنده نمی تونست حرف بزنه.
قیافه من پس از شنیدن این داستان
%_#
قیافه برادر زادم:
:))))))))
معلم#_@
بچه ها ***
این فیله یا ماموته چرا جزوه دستش نگرفته.قبول نیست ما درس بخونیم و اون نخونه.اصلا من بـــــــــــــــــــوق م
یکی از فانتزیام اینه که جاستین یه مهمونی بگیره سلنا هم اون جا باشه.من و داش عباسم بریم اونجا.بعد جاستین سلنا از جای مخصوص خودشون بیان پایین منو داش عباسم حاضر و آماده!یهو من شیرجه بزنمو جاستینو بگیرمو محکم بزنم رو زمین.داش عباسم یه شیرجه ی جانانه بزنه بپره تو بغل سلنا و اون و سلنا فرار کنن.منم هی بزنم این جاستینو.یهو مامورا بیانو داش عباسم این صحنه رو ببینه.بیاد جلو از تو شلوار کردیش یه بسته دوغ گازدار در بیاره و همشونو بره بالا یهو نفسشو جمع کنه و یه دونه از اون عاروغا بزنه و همه ناک اوت شن.
بعد با هم فرار کنیم.
ما وقتی ابتدایی بودیم یه معلم داشتیم که کلا باور نکردنی بود وقت نشناسیش.چند زنگ اول که درس های مورد علاقه ما بود نمی اومد ولی زنگ ریاضی.ما از ریاضی متنفر بودیم.اونم همیشه زنگ ریاضی می اومد.
این ماموته که هنوز جو گیر مونده.بابا یکی یه کاری بکنه.فکر کنم بد جوری جو گرفتتش.بابا ما فردا میریم مدرسه تا درس بخونیم.ماموت نفهم بفهم کجای بدبختی ما خنده داره که تو اینطوری هنوز جو گیر موندی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بچه ها کفن خریدین؟
هر کی خریده بکوبه لایکو
ای بدم میاد گودزیلا بیاد ویدئو کلوپم(حالا فهمیدی من ویدئو کلوپ دارم)بعد میره سر کامپیوترو می خواد بازی کنه.از اول نشستنش تا موقع بلند شدن باید بالا سرش وایسی و بگی این اینطوریه.دیدما میگم.
\ __________________
\ /
\ /
\ /
\ _____ /
\ \ / /
\ \ / /
\ \ / /
\ \ / /
\ \ / /
\ \ / /
\ \ / /
\ \ / /
\ \ / /
\ \ / /
\ \ / /
\ \ / /
(________\ /__________)
چیه نگا داره شلوار کردی داش عباسه تو نبردش با جاستین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
من بچه بودم همه رو کلافه می کردم.
یه روز تو عروسی دختر عموی افاده ایم ارکستر اومده بود و منم از این دختر عموم بد جوری بدم میومد.بعد یه هفته قبل از عروسی بابام برام یه سنگ انداز خریده بود.منم کرم ریختنم گرفت.ارکستر پیش پنجره بود و پنجره باز.آقا من سنگ اندازو ورداشتمو آماده کردمو با یه حرکت قشنگ ولش کردم .مستقیم داشت می رفت که یهو به جای اینکه بخوره به کمر ارکستر خورد تو سر ارکستر.منم سریع جیم فنگ.یعنی تا یه سال جرعت رفتن به خونشون رو چی نداشتم!
یه بار ما تصمیم گرفتیم که معلممون که خیلی اذیتمون می کرد بترسونیم.قرار شد ترقه زیر صندلی اش بترکونیم.من گفتم از اون کبریتی هایی که صداشون خیلی خفنه بخریم.اونام رفتن خریدنو اوردن.بعد از جاسازی قرار شد مبصر روشنش کنه.معلم که اومد و نشست تو یه دست مبصر اسما بود تویه دست مبصر فندک.آقا مبصر زود روشنش کردو اسمارو گذاشت رو میزو رفت سر جاش.نفسا حبس.یهو تاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااق.یعنی از خنده همان جا جان باختیم.
یه بار داشتیم فوتبال بازی میکردیم و معلم ورزشمون هم داشت تو ماشینش دنبال یه چیزی می گشت.تو به من رسید منم هوایی زدم و توپ یه جایی فرود اومد که نباید می اومد.معلمه تو حس رفته بود که یهو توپ خورد پس کلش و با کله رفت تو ماشین.هر وقت می بینمش مثل گچ سفید می شم.
دیروز یه گودزیلا می خواست از روی آتیش بپره.اماده شده بود که بپره.تا شروع می کنه به دویدن یه دونه از اون بادای وحشت ناک ول میکنه.بعد باباش که دیگه داشت از خنده می مرد بچه رو روی آتیش نگه داشت تا مامانش یه عکس ازش بگیره.انقدر خندید که یادش رفت بچه رو آتیشه.بعد دمپایی بچه آتیش گرفت.اونم تند دمپایی شو در آورد منم دمپایی شو ورداشتمو اینهو ترقه پرتش کردم.نمی دونم کجا افتاد فقط می دونم بعد از انداختنش صدای جیغ بنفش اومد
توی عروسی ارکستر اومده بود.بعد این دوست من جو گیر شد و بهشون گفت یه آهنگ بزنن تا اون بخونه.هیچی دیگه شروع کرد به خوندن دوستاشم نامردی نکردن.اومدن به سیلی پول چسبوندن بهش.حتی یه نفر 10 هزار تومان رو ریز ریز کرد و انداخت تو یقش.
دوستای هنر دوست من دارم؟