سنت فاطمه الزهرا(س)
گوش کن تا دامنت پر در کن�
آگهت از زینت چادر کن�
حفظ چادر امر حی اعظم است
دست رد بر سینه ی نا محرم است
حفظ چادر تا که گردد پرده دار
میشود هر دختری کامل عیار
ادامه دارد...
@ه.الف.سایه · ۲۳۲ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۱۵ رأی)
سنت فاطمه الزهرا(س)
گوش کن تا دامنت پر در کن�
آگهت از زینت چادر کن�
حفظ چادر امر حی اعظم است
دست رد بر سینه ی نا محرم است
حفظ چادر تا که گردد پرده دار
میشود هر دختری کامل عیار
ادامه دارد...
سید مصطفی،بزرگوار،برادر،الگو....تولدت مبارک..ایشالا خدا صد سال امثال شما رو واس خانواده ت و این جامعه نگه داره...الان10/45صبح روز یکشنبه ست و امیدوارم زود تایید شه پستم تا تبریکم به دستتون برسه..!!!
صادق بچه جاده سرخس:پستتو خوندم این شکلی شدم O o!!تو منو از کجا دیدی؟؟البته باعث افتخاره که آبجیت باشم منم بچه اندیشه ی شهریارم و متولد 1375/7/23 پس خان داداشمی!!
لابستر؟؟آموزشگات چیشد پس؟؟ورشکست شدی؟؟
سایلار فانتزی تو چیشد؟؟
بهار58 و hilda میشه بپرسم چند سالتونه آجیا؟؟
اینم از زبان سیب:“khanumi دوستای گلم"غریبه"،"مخاطب خاص"،"
دخترک خندید و
پسرک ماتش برد
که به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیده
باغبان از پی او تند دوید
به خیالش می خواست
حرمت باغچه و دختر کم سالش را
از پسر پس گیرد
غضب آلود به او غیظی کرد.
این وسط من بودم،
سیب دندان زده ای که روی خاک افتاد�
من پیغمبر عشقی معصو�
بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق
و لب و دندان
تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بود�
و به خاک افتادم،چون رسولی ناکا�
هر دو را بغض ربود
دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت
او یقینا پی معشوق خودش می آید
پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود
مطمئنا که پشیمان شده بر میگردد
سالهاست که پوسیده ا�
آرام آرا�
عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز
جسم من تجزیه شد ساده، ولی ذرات�
همه اندیشه کنان غرق در این پندارند
این جدایی بخدا رابطه با سیب نداشت...!
خب یکی منم تحویل بگیره دیگهههههههههههههههه.هی من هیچی نمیگم شمام هیچی نگید،خب؟؟نرمین جان شنیدم تولدته؟؟آره؟؟مبارکه!!
بچه ها یه سوال؟ کسی هست که زیر 16 سال باشه؟؟بگیدیداااا
لابستر آموزشگات چیشد؟؟
آقا کیان...
داداش عباس واقعا به هیچ پستی نمیخندی؟؟پس ما ول معطلیم؟؟
دختر بودن یعنی وسط فیلم مورد علاقه ات پاشی چای بریزی
دختر بودن یعنی لباست 5 متر پارچه ببره
دختر بودن یعنی اوج خوشیتو با یه لبخند نشون بدی چون دختر که بلند بلند نمیخنده
دختر بودن یعنی همه ی اهل خونه دوستاتو بشناسن تا اجازه ی رفت و آمد داشته باشی
دختر بودن یعنی رشته ی مورد علاقه تو ادامه ندی چون شهرستان قبول شدی
دختر بودن یعنی خب به سلامتی لیسانستم که گرفتی دیگه وقتشه شوهرت بدی�
دختر بودن یعنی داری با کی حرف میزنی؟کجا میری؟کی میای؟
دختر بودن یعنی آبجی دکمه ی لباسمو میدوزی؟دخترم پیرهنمو اتو میکنی؟
دختر بودن یعنی امشبم ظرفا نوبت توئه
دختر بودن یعنی واس همه چی اجازه بگیری حتی نفس کشیدن
دختر بودن یعنی دخترای مردمو ببین
دختر بودن یعنی....
سنت فاطمه الزهرا(س)
حفظ چادر سد فحشا می شود
رو سفیدی نزد زهرا می شود
حفظ چادر چاره ساز کارهاست
حافظ گل از هجوم خارهاست
حفظ چادر زخم هارا مرحم است
دست رد بر سینه ی نامحرم است
ادامه دارد...
سنت فاطمه الزهرا(س)
حفظ چادر در سرای اقتدار
دختران را هست تاج افتخار
حفظ چادر،حفظ دین و مذهب است
شیوه ی زهرا و درس زینب است
حفظ چادر حافظ ناموسهاست
پاسدار حیله ی جاسوس هاست
(از:حسن فرح بخشیان)
ادامه دارد...
سنت فاطمه الزهرا(س)
در کلاس حفظ تقوا و شرف
دختران درند و چادر چون صدف
بهترین سرمایه ی زن چادر است
زانکه زن را زینت زن چادر است
چادر از بهر زنان الزامی ست
بهر زن بی چادری ناکامی ست
ادامه دارد...
فقط یه پسر ایرانی میتونه سرکلاس هم زمان که هندزفری تو گوششه و آهنگ باز منو کاشتی رفتی رو گوش میده،با یکی از دستاش اس ام اس بده و با دست آزادش از صحبتای استاد نت برداره و تو چشای استادم نگاه کنه!!!خداییش حیف شدید شما!
بوشهریای عزیز تسلیت صمیمانه ی ما رو پذیرا باشید....فقط امیدوارم خدا بهتون صبر بده تا چیزایی رو که این چند روز می بینید و میشنوید رو راحت تر تحمل کنید...
دوستم با شوهرش بدون خبر کارت عروسیشو آورده دم خونمون با اصرار بابای من اومدن داخل نشستن،داشتن میرفتن بابام برگشته میگه ببخشید سرزده اومدید وسایل پذیرایی آماده نبود!!!!
آخه پدر با آداب معاشرته دارم من؟؟؟
ینی بدتر از شکست عشقی و وصل شدن با دایل آپ و تائید نشدن پستا تو 4جوک،اینکه روز 14 فروردین بیان خونتون عید دیدنی!!! بگو تو این لحظه از کی باید استفاده کرد؟؟؟؟؟فقط فریااااااااااد!!!
آی اونایی که میگید ما ای بلا رو سر معلممون آوردیم یا استادو اینطوری سوژه کردیم و از این حرفا،یه لطفی کنید عواقبشم بگید حداقل ما بدونیم واسه چی خودمونو آماده کنیم!!والا
این روزا تو خیابون از جلوی آرایشگاه که رد میشی تا چند دقیقه درگیر اینی که این آرایشگاه زنونه ست یا مردونه؟؟!
به سلامتی زمانیکه تو آرایشگاه مردونه فقط مو کوتاه میکردن!!!!
واقعا میدونم خیلی نبودم حس شده این مدت ک نبودم.آقا امیر خوشحالم برگشتی
بعدشم کی این دروغ سیزده روگفت؟واقعا مسئولین پاسخگوباشن.
عاقا طبق معمول ما تا اومدیم۴جوک ب جای اینکه بهترشیم بدترشدیم،خو آخه دوباره من امتیازم منفی شد ک.
بعدشم سوز ب دلتون من ۲هفته تو۴جوک نیومدم هیچیم نشد پس یعنی معتاد نیستم!البت دلم تنگیده بودا ولی چون بچه های ۴جوک بهم جفاکردن حسش نبودبیام.
بهرحال اینجااندیشه س،ماسر زنگ شیمی ایم،I LOVE YOU4JOK!
تو اتوبان اصفهان-شیراز مامانم برگشته به بابام میگه:مجید الان سرعت چقد بایدباشه؟بابامم گفت:۱۲۰
مامانم:یعنی همه ماشینا باید۱۲۰تا برن؟
بابام:آره
مامانم:پس چرا همه ماشینا تو یه خط نیستن؟
اصن ازشدت خنده بابام زد کنار!
سلام به همه.عیدتون مبارک.مرسی ازهمه دوستانی که اسممو تو پستشون آوردن و عباس آقا ک بعداز دو سه روز هنوز نظرشو راجب فانتزی معکوسم نگفته!بی خیال ما ک از زمین و زمان میخوریم بچه های چهارجوکم روش،حالا خوبه گفتم اولین فانتزیمه حمایت کنید...منم دیگ فانتزی نمینویسم،زیادم سایت نمیام میخوام بمیرم تو تنهایی...آقا محمد رسول فانتزیت خیلی قشنگ بود.داداش امیرطاها مبارک باشه ایشالا،ب سلامتی و دل خوش.
خوش باشید.یا حق
واس خواهر زاده ام شیرکاکائو خریدم گیر داده ک چرا آقای شیرکاکائو زنگ نمیزنه؟
ای خداااااااااا
خواهر زاده ی تلویزیون نگاه کنه دارم من؟
داش کیان تونستی سریع پست بذا که بدجور نگرانیما
داش حواسم هس جوابمو ندادیا،منتظرمممممممم�
داش عباس امروز رفتم گوگل سرچ کردم یکی از فانتزیای معکوسم اینکه..،بعد رفتم تو وبلاک یکی از همین تقلید کارا نظر گذاشتم که برو از خدا بترس مردکه بی استعداد،نون فانتزی خودتو بخور،خوب گفتم؟؟؟
با اجازه ی داداش عباس
یکی از فانتزیای معکوسم اینکه شوهرم کامیون دار باشه،منم یه زن دیپلمه ی کدبانوی به تمام عیار،از درو دیوار خونه هم بچه بریزه. شوهرم(شعبون خان)شب که میاد خونه یه عربده بزنه که: ضعیفه شووووووم. بچه ها بگرخن بریزن خونه مامانم اینا منم با ترس و لرز شام بیارم و بگم بفرمایید آقا.اونم بگه هی سوگل امروز مامانت سر زده؟ بگم آره اومده،بگه:چه خبره هرروز اینجاس؟زن گرفتم خون که نکردم،یا بگم نه نیومده، بگه: همینه دیگه ولت کرده به امون خدا، منظر بودن شوهرت بدن.
بعد دوباره بپرسه:امروز خونه رو جارو پارو کردی؟بگم بله آقا.بگه : چه خبره هر روز جارو میکنی کرک فرشا رفت از خونه بابات که نیاوردی،یا بگم نه جارو نزدم،بگه:پس چه غلطی کردی از صبح تا حالا؟؟هاااااااااااااااااااااااااااااااااا؟
عصبانی شه و کمربند خیسشو دربیاره و منم از ترس چشمامو ببندم،تا بخواد منو بزنه عشق اولم یه گلوله از پشت بزنه تو قلبشو بگه:سوگلی چشماتو وا کن بذار آروم بگیرم،منم با یه لبخند ژکوند بگم میگن هیچ عشقی تو دنیا مثل عشق اولی نیست..بعد باهم بریم تو افق محو شیم...
بابام پرسیده سوگلی پس بچه هات چی میشن؟؟بعععله سوال خوبیه،به مامان گفتم هر هفته چند تاشو برام پست کنه،بابا شما هم نظارت کن بچه تکراری نفرسته که من تو عید بتونم همه شونو ببین�
(بچه ها اولین فانتزیمه حمایت کنید دیگه...داداش عباس منتظر نظرو انتقادت تو پاتوق هستما)
لایک=حمایت