برای آغوشت نامی بگذار
این "آغوش" را همه دارند
@hamsellooli · ۱۰۵ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)
برای آغوشت نامی بگذار
این "آغوش" را همه دارند
مثل ِ خودکاری که نمینویسد، نه
مثل ِ خودکاری که نمیخواهد بنویسد هم نه
مثل ِ خودکاری شدها�
که نمیتواند بنویسد
چون دست ِ تو نیست
ریختنیتر از خون ِ تو
آبرویی بود که نریخت
تا خون ِ تو ریخته شود
مثل قالی نیمه تما�
به دارم کشیده ای
یا ببافم، یا بشکاف�
اول و آخر که به پای تو میافتم
عَکَدِمی" جایی ست کـه :
تعدادی جوون ،
با در دست گرفتن "مایکروفون"
در "اوسودیو" ،
به آهنگ های قدیمی گند میزنن :|
می روم
پشت پنجره سبز می شو�
از گرمای سالهای دور
تا صبح
بوی پاییز بگیرد...
پُشت ِ این رفت وُ آمدها
کاش تو ایستاده باشی
مثل ِ دری بی دیوار
که باز وُ بستهاش پیدا نیست
بی تو من
خوب وُ بدم گم بود
دوستانت را چه آسان میدَرند
آرمانت را چه ارزان میخَرند
نیستی! نامردمان ِ تندخو
دخترانت را به زندان میبَرند
توغزل در چشم داری من اشک
گرچه فرق ِ من وُ تو
تنها این نیست
مثل ِ درد ِ من وُ تو
فرق ِ ما بسیار است
امروز به آهنگو اينقدر پشت سره هم پِلى كردم
تا خوانندهِ صداش گرفت!!!
زن گاهی سعی می کند
مردانه بازی کند
مردانه کار کند
مردانه قدم بردارد
مردانه فکر کند
مردانه قول دهد
اما هر کاری هم که بکند
زن است
احساس دارد
لطیف است
پس مواظبش باش