دل من دیر زمانی ست که می پندارد...که خدا می شنوند!!
.
که خدا می بخشد..
.
و خدا منتظر است ...!!
.
و دلم می خواهد که دعایی بکنم..!!
.
که مرا دوست بدارد باران...
.
و زمین ...
.
و هوا ...
.
و خدایی که در این نزدیکیست
@Amin_DBR · ۳۱ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۷ رأی)
دل من دیر زمانی ست که می پندارد...که خدا می شنوند!!
.
که خدا می بخشد..
.
و خدا منتظر است ...!!
.
و دلم می خواهد که دعایی بکنم..!!
.
که مرا دوست بدارد باران...
.
و زمین ...
.
و هوا ...
.
و خدایی که در این نزدیکیست
آدم هایی که تا اراده می کنند خوابشان می بره ...
.
یکی از ملاک های اولیه خوشبختی را دارند....
مادرم فرشته است.. ولی هیچوقت ندیدم پرواز کند... زیرا به پایش... من را بسته بود.. برادرم را ... پدرم را... و همه ی زندگیش را... همه راه ها به عشق "مادر" من ختم میشود! مادر من ، عشق من است... میترسم برای ماندن در کنارم از بهشت به جهنم بیاید مادرست دیگر ...
قرار....؟
قرارمون چه بود ؟
ما با شما قراری نداشتیم ؟
قرار شد شما برای امنیت ما شهید شوید و ما به زندگیمان ادامه دهیم...
مگر ما گفتیم بروید جنگ ؟
مگر ما خواستیم بجنگید ؟
چرا مثل ما سرتان را زیر برف نکردید ؟
حال ما امنیتمان را به دست آوردی�
پس به زندگیمان ادامه میدهی�
ببخشید یادمان رفته شماها که بودید
ولی ناراحت نشوید رسم ما این شده
یاد کردن از زنده ها رو هم فراموش کردی�
چه برسد به کسانی که مدیونشان هستی�
میدانیم شرم ساریم ولی زیر چهره های الکی خندان مخفی شدی�
پس ما باهم قراری نداشتیم....
امضا
مردم همیشه در خواب
و همیشه پنهان
دﻫﻘــــﺎﻥ ِ ﻓــــــﺪﺍﮐﺎﺭ ؛
ﺗﻮ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﯼ
ﮐﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﺷﺪ ! ﺗﺎ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺯﻧﺪﻩ
ﺑﻤﺎﻧﻨﺪ
ﺍﻣّﺎ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﻧﻔﺲ ﻣﯿﮑﺸﻢ
ﮐﻪ ﺯﻧﯽ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ ! ﺗﺎ ﮐﻮﺩﮐﺶ ﺍﺯ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ
ﻧﻤﯿﺮﺩ
آنچه از همه دردناک تر است فقر و بیماری نیست...
.
بیرحمی مردم نسبت به یکدیگر است !
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﻓﻘﻂ ﺍﯾﻨﻮ ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﻢ ﮐﻪ ...
.
.ﺍﻭﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﻲ ﮔﻔﺖ "ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ " ، ﺑﻴﺸﺘﺮ
ﻣﻴﺪﻭﻧﺴﺖ!
.ﺍﻭﻧﻲ ﻛﻪ "ﻗﻮﻳﺘﺮ " ﺑﻮﺩ، ﻛﻤﺘﺮ ﺯﻭﺭ ﻣﻴﮕﻔﺖ!
.ﺍﻭﻧﻲ ﻛﻪ ﺭﺍﺣﺖ ﺗﺮ ﻣﻴﮕﻔﺖ "ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻛﺮﺩﻡ" ، ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ
ﺑﻪ ﻧﻔﺴﺶ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺑﻮﺩ!
.ﺍﻭﻧﻲ ﺻﺪﺍﺵ ﺁﺭﻭﻣﺘﺮ ﺑﻮﺩ، ﺣﺮﻓﺎﺵ ﺑﺎ ﻧﻔﻮﺫﺗﺮ ﺑﻮﺩ!
.ﺍﻭﻧﻲ ﻛﻪ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ، ﺑﻘﻴﻪ ﺭﻭ
ﻭﺍﻗﻌﻲ ﺗﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ!
.ﺍﻭﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ " ﻃﻨﺰ " ﻣﻴﮕﻔﺖ، ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺟﺪﻱ ﺗﺮ
ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻴﻜﺮﺩ
دکتر حسابی
تورا تیشه دادند که هیزم کنی ندادند که بر فرق مردم زنی
بر سر عقایدت بمان...!! مخصوصا اگر بیشتر تنهایت گذاشتند...!!
مقاوم باقی بمان و این دیالوگ رو همیشه به خاطر بسپار...
فرمانده لاک: همه که عقاید تو رو باور ندارن !
مورفیس: عقاید من نیازی به باور اون ها نداره..
.
(ماتریکس)
از آوار تا آواز ..
فقط يک نقطه فاصله هست!..
خواهشن نرو
من به سکوتت نيز راضی ام...
اگر بروی،همه چيز عوض می شود..
من زود پير میشوم،..
شعر گريه اش میگيرد ...
و ديوار که حتی يکبار هم در عمر اش حرف نزده است...
تمامِ بغض اش را
روی سرم خالی میکند!...
دلم پروانه اش را برد و پر داد
به شمع سینه اش نم نم خبر داد
که بی پروانگی هم میشود سوخت
که تنهائی گهی هم باید آموخت
به ظاهر از نشانی شاد میداد
بخود آزادگی را یاد میداد
ولی غوغا درونش داشت میبرد
خودش دانسته دیگر داشت می مُرد
دلِ پرپر زده از داغ پژمرد
سحر او هم کنارِ شمعِ خود مرد
******************ناصر-محمودیان.
سلامتیــه همــه اونــایی كه خــوبــی كردن ولی بدی دیدن , رفاقت كردن ولی نارفیقی دیدن , راست گفتن ولی همش دروغ شـنیدن , واسه همه دست رفاقت دراز كردن ولی رو دست خوردن , هیچ كس رو تنها نذاشتن ولی تنها مـــوندن
به راه عمر صدها قصه دیدم، سفر کردم حکایتها شنیدم، نفهمیدم چه شد تا اینکه روزی سر کوى رفیقبازى رسیدم، *غلامم چاکرم لوتی بفرما* همینها شد همه عشقو امیدم، بدون هیچ حرفی یا سؤالی، پیاله هر کسی داد سر کشیدم، ولی افسوس با هر که نشستم رفاقت کردمو خیری ندیدم، چشام بارونیو قلبم شکسته، از این دنیاو اهلش دل بریدم...بجزتوباوفاترمن ندیدم
عقل بیهوده سر طرح معما دارد
بازی عشق مگر شایدو اما دارد
در خیال آمدی و آینه ی قلب شکست
آینه تازه از امروز تماشا دارد