با یکی چت میکنی، یهو میبینی داره تایپ میکنه، پاک میکنی که اوون تایپ کنه، اوونم می بینه تو تایپ میکنی، اوونم پاک میکنه تا تو تایپ کنی... بیا، ریدی به چت رفت!!!!!
@sms4 · ۱۱۱۹ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۵۴۳ رأی)
با یکی چت میکنی، یهو میبینی داره تایپ میکنه، پاک میکنی که اوون تایپ کنه، اوونم می بینه تو تایپ میکنی، اوونم پاک میکنه تا تو تایپ کنی... بیا، ریدی به چت رفت!!!!!
من یه بار تو اینترنت داشتم میگشتم بابام اومد پشت سرم مجبور شدم کل Help ویندوز رو بخونم، این ویندوز اگه بدونید چه قابلیت هایی که نداره! :|
دقت کردین یه وقتایی هم تا آماده میشی که نظرتو بگی، یهو بحث
عوض میشه و ضایع میشی ؟ :| :|
یه دختری منو ادد کرده!
قسمتی ازچت:
دختر:سلا�
من :سلا�
دختر:نه مثل اینکه کم کم داره ازت خوشم میاد :|
هیچ صدایی به اندازه صدای رفتن آشغالا تو لوله جارو برقی حال نمیدههههههههه
ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ از همینجا اعلام کنم ﮐﻪ
ﻣﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﯿﺮﻡ ﺗﻮ ﯾﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﻭﻧﻔﺮﻩ
.
.
.
فقط ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﮐﻢ ﺩﺍﺭﻡ :|
دختر داییم بینیش رو عمل کرده الان هر 20 دیقه یه بار میره جلوی آینه خودشو میبینه و میگه:
وااااای چقدر خوشششششجل شدم من =)))
الهی نااااااااازی :))))
من :|
ینی اعتماد به نفسش رو اگر یه حوض داشت الان اقیانوس آرام بود!!!!
رفتم نشستم تو دستشویی بعد چند دقیقه یادم اومده اومدم مسواک بزنم :|
ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ : ﺍﺥ ﺟﻮﻥ ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﺍﺳﻤﻤﻮﻧﻮ ﻣﯽ ﺩﻭﻧﻪ .....
.
.
.
ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ: ﯾﺎ ﺍﺑﻠﻔﻀﻞ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺍﺳﻤﻤﻮ ﻣﯽ ﺩﻭﻧﻪ
يه دفعه تو هواي برفي يه دافي رو تو خيابون سوار کردم، آخرش بهم گفت مرسي که جاي شماره بهم امنيت دادي . گفتم شماره چيه خانم کرايت ميشه 5 تومن!!!!!
دخدره بهم پي ام داده میگه:
این پُستِ آخرتون خیلی خوب بود دستتون درد نکنه خیلی خندیدم !
گفتم: خواهش میکنم قابل شمارو نداشت ، خوش باشید.
گفت: ببخشید لایک نکردما نمیتونم شمارو لایک کنم چون
تو پروفایلم همه ی فامیلامون هستن ...!!
گفتم: بعله درک میکنم ، خیلی از بچه ها این مشکلو دارن،
بهم اومدن گفتن منم مشکلی ندارم ...راحت باشيد،
بعد یادم افتاد این پستِ آخریم اصن حرف بي ادبي توش نبود..
گفتم : راستی؛ این پستِ آخرم كه اصلن بی ادبی نبود،
اینو چرا لایک نکردی؟
گفت: نه مشکل اصن از پُستاتون نیست، مشکل اینه که شما خودتون عادمِ
دُرست و حسابیی نیستید؛ اگه فامیل بفهمن
من با همچین عادم بی شعوری فرند هستم حتما منو از
كانونِ گرمِ خونواده طرد میکنن !!
*ینی تا چتمون تموم شد خون دماغ شدم ، فكر کنم ضربه مغزی شدم :| !!
ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻓﻮﺗﺒﺎﻟﯿﺴﺘﺎ ﻣﯿﺪﯾﺪﻡ
ﻻﻣﺼﺐ ﺳﻮﺑﺎﺳﺎ ﺗﻮ ﺩﻟﺶ ﻣﯿﮕﻪ:
ﻣﺎﺑﺎﯾﺪﺑﺒﺮﯾﻢ
.
.
.
.
ﻣﯿﺰﻭﮔﯽ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺗﻤﺎﺷﺎﮔﺮﺍ ﻣﯿﮕﻪ:
ﺩﺭﺳﺘﻪ ﺳﻮﺑﺎﺳﺎ
آﻫﺎﯼ ﺗﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﭘﺴﺘﺎﯼ ﻣﻨﻮ ﻣﯿﺨﻮﻧﯽ ﻭ ﻣﯿﺨﻨﺪﯼ ﻭ ﻻﯾﮏ
ﻧﻤﯿﮑﻨﯽ ...
ﺧﯿﺎﻝ ﮐﺮﺩﯼ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﻟﺒﺨﻨﺪﺕ ﭘﺴﺖ ﻣﯿﺰﺍﺭﻡ؟ﻧﻪ ﻋﺰﯾﺰ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ
ﺭﻭ ﺍﺏ ﺑﺨﻨﺪﯼ ...
ﻻﯾﮏ ﮐﻦ ﺑﯿﻨﻢ ﺍﻋﺼﺎﺏ ﻧﺪﺍﺭﻡ =))))))))))))
پسرعمه زا : این بیتو پسر نمیشود یعنی چی؟
مجری : میگه بی تو به سر نمیشود، یعنی بدون تو نمیتونم زندگی کنم.
فامیل دور: وای آقای مجری منو میگی؟ من از بچی آرزوم بود شما بگی بی تو نمیتونم زندگی کنم...
این دهه ۶٠یا که هی نسل سوخته نسل سوخته میکنن،فکر نکنن ما یادمون رفته ماه رمضوناشون تو زمستون بوده ... سوسولا ....
.
.
فقط یه دهه ٧٠یه که نصف تابستونای جوونیشو روزه گرفته . . .
شما یادتون نمیاد این شعرو
.
.
..
.
.
.
ما همه پیرو قاشق چنگالیم بر سر سفره ها حمله می بریم کو غذا کو غذا کو غذای ما.....
فامیل دور:آقای مجری یه چیز بگم باورتون نمیشه ,من بچه بودم...
آقای مجری:خب ..!
فامیل دور:باورتون شد؟
آقای مجری:بله
فامیل دور:چجوری همچین چیزی امکان داره من هنوز خودم باورم نمیشه :((((
به دخترا بي احترامي نباشه ولي:
دخترا این چیزا رو نمی فهمن!!!
یه زمانی ما می رفتیم سلمونی (آرایشگاه) یه تخته چوب میذاشتن رو دسته های صندلی، ما رو میشوندن رو تخته که قدمون بلند بشه
بعد آرایشگر ازمون می پرسید چه مدلی کوتاه کنم؟
میگفتیم :مدرسه ای...! یادش بخیر
پسر خاله 6 سالم اومده خونمون
خالم برگشته میگه : واسش دلقک شو حوصلش سر نره :|
خود گودزیلاش برگشته میگه : نه!! واسم پی پی شو :| :|
تا حالا انقدر به نسل من توهین نشده بود :|
حقم رو خدا ازتون بگیره ایشالاه !! :|
هر کی مخالف کودک آزاریه بلایکه :)))
الان که دارم اینو می نویسم اینقدر شاکیم که هنوز لباس نپوشیدم با حوله پای کامپیوترم. آقا من یه بار شامپومو استفاده کردم توی حمام جا گذاشتم یه هفته رفتم مسافرت الان اومدم نه اینکه اثری از شامپو توش نبود.... بلکه یکی توش آب هم چرخونده بود که از مولکول های آخریش هم استفاده کنه... دیگه بوی شامپو هم نمی داد. :|