آدمــــا...
یادشــــون میـــــره...
بعــــدم...
"یادشـــــون" میرهـــ....
@amir_hossein76 · ۵۸ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)
آدمــــا...
یادشــــون میـــــره...
بعــــدم...
"یادشـــــون" میرهـــ....
میـــــدونـــــــــی اوجـــه دردو کـــــی فـــهـــمـــیدم؟
اونــــــجایـــی کــــه دیـــــدم اگــــه عشــــقم بـــه پـــام بــــمونه
بــــا خـــودم تـــــو لــــجنه دوره خــــودم میــــکشمش
اونــــجا بـــــــود که بــــهش گـــــفــــتم نمـــــیتونیــــم بـــا هـــم بــــاشی�
اونــــجا بـــــــود که بـــــهم گـــــفت "تـــــا عمــــر دارم حلــــالت نــــمیکن�
دَردَو اونـــــــجا فهمــــیدم یعـــــنی چـــــی که از فـــــرداش دیــــــدم بدونـــه اون هیــــچَ�
ولـــــی دیــــگه راه بــــرگشـــــتنی نــــداشت�
خـــــُــــــدایــــا خـــــــــودت واســــش بهــــترینــارو جــــور کـــــــن...
دمه پسر خاله گرم...
چرا؟
اگه تو عید دیدی این قسمتش حتما یادته...
{بحث آقای مجری در مورد خانه سالمندانه که پسر خاله و ببعی میان}
مجری:خب پسر خاله جان کجا رفته بودی با ببعی
پسرخاله:رفتیم یه جا...یه باغه بزرگ بود...رفتم تو اتاق دیدم پیرزنس....گریه...آره اومدم بیرون باببعی رفتی�
ببعی:GO WIHTHEN...GOOOO :D
پسرخاله:آره دیگه رفتیم جلو پیرزنه....خارجی بود....آخه حواس پیرزنه جم نیست....گفتم ببعی یه چیزی بگو دلش شاد شه...خلاصه کلی تمرین کردیم...پیرزنه پسرش خارج بود...میخواست شب عیدی بیاد یا بمونه یا اونم با خودش ببره...پیرزنه مارم که خوب نمیدید که....
خلاصه ببعی حرف...من دهن تکون...مام به ببعی گفتیم چیا بگه..ببعی بگو چیا گفتی؟
ببعی:MY MOM...LONG TIME NO SEE...iMISS YOU MUCH...EVERYTHING IS OK HERE?WHAT DO YOU NEED MOTHER?PLEASE DON'T WORRY....i WEAK YOU FOREVER...FOREVER MOM...FOREVER
{ترجمه:مادرم...مدت زیادی ندیده بودمت....من گمت کرده بودم....همه چی اینجا خوبه؟چیزی نمیخوای مامان؟لطفا ناراحت نباش...من تورو همیشه به یاد دارم...برای همیشه}
پسرخاله:خلاصه خیلی خوشحال شد....یه لبخند اومد رو لبش دراز کشید....ببعی گفتم لالایی بلدی؟گفت آره...گفتم بخون...
ببعی:{لالایی انگلیسی}بعدش میگه:AGRY{AYAYE MOJRI :D}LONELY BIBI :D
پسرخاله:خلاصه بعدش گرفت با لبخند خوابید...بعدم اومدیم اینجا...
جمله ای که حسرتش رو دله من مونده میدونی چیه؟
«بابایی روزت مبارک!»
کاشکی فقط برای 1 دقیقه برگردم به 7 ساله پیش......
هــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
روز مردتون مبارک.....برا شادی روح باباهایی که نیستن صلوات
به قوله tm bax که تو کاره استفاده از 4جوکه:
1-خانوم هرچی میگم میزنی توی ذوق/اصلا میرم محو میشم تو افق!
یا یه جا دیگه میگه:
شنیدم تو بندری/خانوم با دمپاییی ابری!
طبق معمول قراره /منو ببینی و باز در ری!
تی ام بکس/بیخیاله فردا
اگر apple 5 را در دست راست و galaxy s4 را در دست چپم قرار دهید،
.
وصل میکنم به کامپیوتر تو جفتشون angry birds میریزم هر روز با یکشون بازی میکنم D:
یکی از فامیلامون هست،بنده خدا یخورده زیادی چاقه D:
رفته یوگا،برای اینکه سلول های بدن دوباره بازسازی شنو انرژی زیادو از این جور چرت وپرتا براش اتفاق بیفته ، بهش رژیم داده:
3 هفته تمام در روز کلا 3 نوبت نون با شیر میخوری D:
بعد از این 3 هفته طی 4 روز نزدیک به 20 کیلو لاغر میکنی D:
بعد از اون 4 روز برای اینکه چاق نشی 2 هفته فقط شیر میخوری D:
خب من الان چی بگم؟
برم افق؟
از چی بگم برات؟
از افقی که نداره حیاط؟
یا که بگم از اون بچه های چار جوکی،که هستن تو ساخت جوکای ساخت چین؟.تو به من اینو بگو کجا برم خب؟
ما رفتیم افق و دردا ریشه کن شد؟
اومدم مطلب بفرستم چشمم خورد به نوشته ای که در محدودیت ارساله!
آخه خانوم صادقیه عزیز!
ما اگه میخواستیم درس بخونیم و قله های بلند قبولی رو طی کنیم،
2 روز قبل از امتحان ریاضی اول دبیرستان 4 جوک بودیم؟
نه انصافی عایا 4 جوک بودیم؟
من فردا میخوام برم بگردم ببینم جزوه نوشتم سر کلاس عایا یا نه!
بعد قله های قبولی را طی کنیم؟
برای رفتن به افق باید اول کدام پا را بگذاریم عایا؟
شمام عینه من درس میخونید؟
لایک : آره داش ما هم مثله شما درس میخونیم(ستاد مبارزه با فتنه مخالفت D:)
****amir_hossein76***
یکی از فانتزیام اینه بخاطر فیلمه فوق الاده ای که ساختم دعوتم کنن تو اسکار!
منم بعد از کلی التماس از جانبه اونا قبول کنم و برم آمریکا.2 روز مونده به اهدا جوایزبرم تو آمریکا عشق و حالو...(فکر بد نکن.میخوام برم موزه و کلیسا!)
دو روز که گذشت با یه لیموزین اسکورت شده توسط 8 تا تانک بیان دنبالم.بعدش جنیفر لوپز با لباس ازتشی از لیموزین پیاده شه و بیاد دستمو بگیره
بگه:وااااااااااای سلام حاجی!منم بگم:سلام عزیزم...عزیزم...عزیزم سلام.........جنیفر جون عاشقتم و سلام!........عزیزم چادرتو سرت میکنی؟اونم بگه:ببخشید حاج امیر!و بعدشم چادرشو سرش کنه و دره ماشینو ببنده.
بعد از چند مین برسیم جلو دره سالنو بعد از ماشین پیاده شم.در حالی که گزارشگرا دارن ازم عکس میگیرنو خودشونو میکشن که ازم امضا بگیرن،دسته جنیفرو بگیرمو باهم بریم تو سالن.بعدش راهنماییمون کنن به جایگاهی که باید بشینیم.
بعد از 24 دقیقه_مجری:لیدیز اند جنتلمن-و اکنون معرفی میکنم- فیلمه منتخب سال-«جوراب با زیرپوشو شلوار کردی»-به کارگردانیه امیرحسین شلوار کردی پوش!
بعد گوشیه جی ال ایکسمو از جیبم به راحتی درآرمو بدم به جنیفرو بگم:(جنی جون فیلم بگیر لطفا!)
بعد پاچه های شلوارکردیمو بدم بالا و با دمپایی ابری راهیه سن شم.
-40 دقیقه بعد_ بعد از دست دادن با تمام تماشاچیا و دست اندرکاران(چیه خو عادت دارم اگه با یکی دست دادم با بقیه هم دست بدم)برسم به سن و میکروفونو از مجری بگیرم و یه عاروقه مشتی بزنم!
تماشاچیا با شعاره:«امیره عاروق طلایی،امیده شهره مایی» منو تشویق کنن.بعد من بگم:دوستان لطفا ساکـــــ.....
تا بیام «ت» رو بگم یدفه ببینم جاستینو عباس دعواشون شده و عباس داره از جیبه شلوار کردیش تانک در میاره...
یدفه بگم:عباس جون...داداش به خاطره 4جوک ولش کن...
اونم بگه:به شرافتم قسم...کسی که جاستینو دوس داره مرد نیست...
منم بگم:باشه عباس جون راحت باش.
بعد به سخنرانیم ادامه بدم:با سلام خدمته همه دست اندر کاران و بنیان گزارانه ایــــــ!
تــــــــــق
ادامه در پسته بعدی
عباس یه تیر بزنه سالن بره هوا...بعد جنیفر بیاد دستمو بگیره بگه:نــرو!نــرو!توکه میدونی من بیتو...تو بی من ینی حسرت....
بعد یه نگاه اونور کنم ببینم سلنا دسته عباسو گرفته و داره گریه میکنه....جاستینم اونور تیکه تیکه شده...
یه نگاه به اسکار کنم که روش خون ریخته...
بعد یه نگاه به شلوار کردیم کنم ببینم پولام از جیبم ریخته و سوخته....
بعد یدفه از اون یکی جیبم یه شکلات در آرم بدم به جنیفرو بگم:جنی جون بیا دردت به جونم.....جنیفر همدمه من....بهاره اسکار دادن یادم اومد....جنیفر همدمه من....
جنیفر شوکولاتو بگیره و بگه امیر دوست دارم....بعد من در حالی که دارم با گوشیم اسنیک بازی میکنماز جیبه شلوار کردیم یه بیمارستان درآرمو دکتراش منو عباسو خوب کنن...بعد یه چک بزنم تو گوشه جنیفرو بگم:زنیکه خر مگه نگفتم چادر سرت کن؟
اونم بگه ببخشید حاجی...
بعد تا آخره عمر به خوبیو خوشی زندگی کنی�
بیاده دورانه دبستان....
هر کی لایک نکنه
D:
ببینم چیکار میکنیدا!
وقتی میبینی قیمتا.....با قدم های هجومی
پیش میرن....به سمت رقم های نجومی
تو مـــــــجـــــــــبــــــوری که به سقوطت با بدی
چون تو هنوزم اسیر حقوقه ثابتی!
لـــایــــــک:یاس دوست داریم!
یکی از فانتزیام اینه آخره همه فانتزیام نرم تو افق!
لامصب چارچوبه دره ورودیه افق کوتاس هر بار میرم کلّم میخوره بهش!
دِ چه وضشه؟
مسئولین رسیدگی کنین دیگه!
پیشونیم باد کرده D:
عاقا همه چی قبول....ولی اینو دیگه کجای دلم بزارم؟
آخه انصافی نیگا:
اس ام اس های سیو شده تو گوشی مامانم به صورت فایل بندی:
1-جوک
2-تبریک
3-عاطفی
حالا اینا همش جا شد اینو نیگا:
4-اموات!
بعد رفتم اینو باز کردم توش شماره قبر فک و فامیلمو دیدم!
هیچی دیگه...یه قرار با اموات گذاشتم با هم تو افق محو شیم!
ای خداااااااااااااا
امروز به آرزوم رسیدم!
شب قبل ولنتاین!
بزرگترین آرزوم برآورده شد!
مخاطبه خاط که نداریم...دلمونم گرفته بودم پا شدم رفتم هفت حوض یه ذرت مکزیکی بخورم!
بغله یارو وایساده بودم که یدفه دره دستگارو برداش ...
عاقا دود زد بیرون ازدستگاه!منم تو افق برا 10 ثانیه محو شده بودم!
هنوز باورم نمیشه!
به بنده خدا گفتم دو ساعت داش میخندید!
چیه خو؟
دیوونه هم خودتی!
هههههی خدا.....این شادیو از ما نگیر!
از امشب هر شب میرم یه ذرت میخورم که 10 ثانیه افقو ببینم!
بچه ها همتونو دیدما!
همه بچه های 4جوک دور هم تو افق جمع بودن!
یکی از فانتزیام اینه معلم فیزیکمونو یه جا تنها گیر بیارم و روش چاقو بکشم...بعد خوانوادش هی بهم اصرار کنن که نهههههههههه!!!!اونو نکش!!!
منم بگم:متأسفم...ولی به من دستور داده شده....خونوادم گروگانن!باید سره اینو براشون ببرم تا اونا رو آزاد کنن....
بعد که اونا دارن گریه میکنن یهو بگم برو به زندگیت برس....از این فرصت استفاده کن!
بعد در حالی که دارم سیگار میکشم،سواره پرایدم بشمو در حالی که دارم گریه میکنم تو افق محو بشم!
نه....انصافی....من دیوونم عایا!!!
یکی دیگه از فانتزیامم اینه که یه روز با لامبورگینیم برم دمه دبیرستان دخترونه D:
بعد که دارم به دخترا تیکه میندازم یدفه عزراییلو ببینم و الفاتحه!
بعد خودمو تو جهنم ببینمو با کلی اصرار که خدایا یه فرصت دیگه به من بده!
یهو اون دختری که بهش تیکه انداختمو ببینم که داره بهم میگه:بگو غلط کردم تا برگردی!
منم بگم:
نه!من هیچ وقت برای زنده موندن اصرار نکردم!
بعد اونم یهو تو آتیش محو شه و منم عینه سگ تو آتیش بسوزم!
بععععععله!
به این میگن مرد سربلندی!
آتیشو به معذرت خواهی ترجیح میدم!
هههههههههههی امان از دهه هشتادیا :|
عاقا ما یه گودزیلا دهه هشتادی داریم تو فامیلمون،6 سالشه.
این یه داداش داره دهه هفتادیه عینه من(الان فهمیدین دهه هفتادیم یا بیشتر توضیح بدم؟!)این داداشش یه لپتاب(لبتاب،لپتاپ،لبتاپ و..)داره که توش یه بازی ماشین ریخته.
خلاصه گودزیلا هم داشت همین بازیرو بازی میکرد که یه دفعه دیدیم پا شد قشنگ با یه لگد با قدرت454564 پاسکال خوابوند تو صفحه لپتاب(لبتاب،لپتاپ،لبتاپ و..).
عاقا این داداششو میگی: :|
بهش میگیم این چه کاری بود کردی!
میگه بچه پررو یه لامبورگینی خریده داره به من فخر میفروشه!نمیدونه ما دهه هشتادی چه زجرایی کشیدیم!
هیچی دیگه خونوادگی سواره ماشین شدیم من پیچوندم رفتم تو افق،خواهرم همچنان داره داشبوردو گاز میزنه،مامانمم رفته اشپزخونه
آخه گودزیلای من،اژدهای من،تو هنوز نمیدونی پول چجوری بدست میاد داری واسه من از فخر حرف میزنی؟برات پیش نیومده وقتی یه نفر ps1 داشته باشه با فوتبال 98!اون موقع چه فخری بهت میفروشه.... ههههی
جزقاله(جزغاله،جضقاله،جظقاله و...)شدیم رف!
من: :|
مامانم: :|
مامانش: :-))
باباش: :-))
خودش: :-X
داداشش: :-(((
دهه هفتادی ها: :|
دهه هشتادیها: :-))
عاقا یه آزمون پیشرفت تحصلی از دبیرستانمون گرفته بودن(بعععله من دبیرستانیم)جواباش امروز اومد!
حالا میانگینه درسه فیزیکه مدرسه ما تو منطقه رو نگاه کن:
0.49-
D:
هیچی دیگه...مدیرمون از کادر خارج شد....من با رفیقام داریم تو افق والیبال بازی میکنیم...مسئول آموزش پرورشم کلش تو دیوار گیر کرده.....