م

مهدی

@مهدی جولاوند · ۸۷۲ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۲۸۹ رأی)

♥ Reus ♥ ۱۰ سال پیش
جوک

یکی از آرزوهای بزرگی که دارم و مطمئنم با خودم به گور میبرمش اینه که یه سیستم اختراع بشه که دستگیره در اتاقم رو مانیتورکامپیوترم وصل کنه، دقیقا زمانیکه مامانم دستشو میذاره رو دستگیره در تا بازش کنه، صفحه مانیتورم خاموش بشه یا یه فیلم آموزشی رو بطور اتوماتیک پخش کنه
این دانشمندای اسکول چرا بیکار نشستید؟؟ دست به کار شید دیگه ^ــــ^

♥ Reus ♥ ۱۱ سال پیش
جوک

میدونید جمله ی "خانمها مقدم تر هستن" قدمت تاریخی داره؟
داستان برمیگرده به زمان انسان های نخستین!
وقتی میخواستن وارد غار بشن این جمله رو میگفتن و خانمها رو اول میفرستادن داخل غار تا اگه حیوونی چیزی تو غار باشه اول اونا رو بخوره :)
مهدی مورخ ^ـــ^
پسرهای عزیز من پرچمو بالا نگه میدارم شما بیاید وسط قر بدید :)

♥ Reus ♥ ۱۱ سال پیش
جوک

دیروز رفتم پارک دیدم یه دختره خیلی غمگین رو نیمکت نشسته و به زمین نگاه میکنه
رفتم یه گل چیدم و دادم دستش
پرسید:مال منه؟
گفتم بله
یه لبخند گوشه لبش نشست
بعد رفتم به باغبون گفتم:اون دخترو میبینی اونجا نشسته؟هر روز میاد گلهای پارک رو میچینه
باغبون هم با بیل افتاد دنبالش
پس چی؟؟؟فکر کردی من اهل این جلف بازیام؟؟؟
فقط میخواستم بدونم یه دختر غمگیین با چه سذعتی میتونه بدوه:)

♥ Reus ♥ ۱۱ سال پیش
جوک

تو پاساژ داشتم راه میرفتم که یهو خوردم به یه نفر و افتاد زمین!
سریع رفتم بلندش کردم و گفتم:واقعا عذر خواهی میکنم...
وقتی دستشو گرفتم دیدم طرف مانکن جلوی مغازه ست :)
اطرافمو نگاه کردم دیدم یه یارو داره بهم نگاه میکنه و یه لبخند تمسخر هم رو لباشه!
بهش گفتم:خنده داره مگه؟ خب من فکر کردم آدمه....
اما یارو چیزی نگفت
خوب که دقت کردم دیدم اونم یه مانکن دیگه ست :)))))
حالم خوش نیست،محتاج دعای همه تون هستم:)

♥ Reus ♥ ۱۱ سال پیش
جوک

یکی از بزرگترین فانتزی های معکوس من اینه که بازیکن فوتبال بشم....تیم ملی ایران رو یه تنه به فینال جام جهانی ببرم.....اونجا کار به ضربات پنالتی بکشه.....اونا 5 تا پنالتی رو گل کرده باشن و تیم ما هم 4 تا رو گل کرده باشه و فقط مونده باشه ضربه ی پنالتی من!!!!
منم با نهایت خونسردی برم و توپ رو خراب کنم(مثل روبرتو باجو و دیوید ترزگه) بعد از اون دراز بکشم روی زمین و افسوس بخورم و شادی بازیکنای رقیب رو با حسرت تماشاگر بش�
ناموسا خیلی باکلاسه.....اصلا غیر قابل توصیفه بخدا ^ـــــ^
لایک=خدا شفات بده :)

♥ Reus ♥ ۱۱ سال پیش
جوک

بچه بودم(6-7سال) میرفتم این باجحه های تلفن که تو خیابون ها میذارن،مزاحم آتش نشانی و اورژانس میشدم.....همش بهشون فحش میدادم.....خخخخ
یه روز رفتم به آتش نشانی زنگ زدم،تابستون بود تقریبا ساعت 2 ظهر،بعد یه آقاهه گوشی رو برداشت،گفت پسرم الان ظهره،تقریبا همه خوابن،تو هم برو بخواب،خانواده نداری ازت نگهداری بکنن؟
منم گفتم:عمو به خدا من خانواده دارم،پدر دارم،مادر دارم،تازه 3 تا هم داداش دارم......
اون:خب پس عزیزم برو پیش اونا واسه خودت استراحت کن چکار میکنی این وقت ظهر تو خیابون،الان آقا دزده تورو میدزده
من:باشه عمو،الان میرم خونه
اون:سلام منو به پدرت برسون
من:بزرگیتو میرسونم عموجون......خدافظ
دیگه از اون روز به بعد از شعاع 30 متری کیوسک ها رد نشدم:)))
بعله یه همچین پسر مودب و حرف گوش کنی بودم من از بچگی ^ـــــ^

♥ Reus ♥ ۱۱ سال پیش
جوک

یه مدت سرم درد میکرد....میخواستم برم دکتر
پسرخالم یه دکتر خوب میشناخت....ازش پرسیدم مطب اون دکتر چه روزهایی بازه؟
پسرخالم:از شنبه تا پنجشنبه به غیر از جمعه!!!
مدیوندید اگه فکر کنید چنان با پس گردنی بهش زدم که صدای بز داد:)
نه من اصلا اینطور آدمی نیستم ^ـــ^
فک و فامیله من دارم عایا؟؟؟

♥ Reus ♥ ۱۱ سال پیش
جوک

دروغ نمیگم بخدا:
یه پسر خاله گودزیلا دارم میرفت مهد کودک....بعد مربیشون بهش گفته بود که بیاد شعر بخونه....این رفته بود آهنگ"جوونهای ژاپنی" از تتلو رو خونده بود :)
خداشاهده من تا کلاس پنجم ابتدایی فقط یه شعر بلد بودم اونم همون شعر یه توپ دارم قلقلیه که اونم با 14-15 تا غلط میخوندمش^ـــــ^
این گودزیلاها در آینده چی میشن؟؟؟

♥ Reus ♥ ۱۱ سال پیش
جوک

چند روز پیش رفتم مسابقه کشتی.....بعد در سالن بودم یه گدا اومد بهم گفت پول بهم بده
منم گفتم مسابقه دارم دیر اومدم برو کنار
اون:ایشالا جوون مسابقه تو ببری کمکم کن
من:ندارم آقا برو اون طرف
اون:حالا که اینجوریه ایشالا که ببازی بعدش فرار کرد
مُردم از خنده خداوکیلی :)

♥ Reus ♥ ۱۲ سال پیش
جوک

این تبلیغ عطر رینوزیت هست که آقای رضایی یه لحظه میره تو کلاس بعد بوی عطرش پخش میشه و از کلاس میره بیرون و استاد بعد از اون میاد تو کلاس و بوی عطرشو حس میکنه و واسش حاضری رد میکنه(در حالیکه سر کلاس نیست)!!!
منم برنامه ریزی کردم وقتی رفتم دانشگاه یه لحظه برم تو کلاس،اون جورابی که مش اصغر همسایه مون از مشهد4 سال پیش واسم آورده بود و هنوز یه بار هم نشستمش و رنگش از سفید به مشکی متالیک تغییر کرده رو بیارم و یکی دو چرخ هلی کوپتری بهش بدم تو کلاس......بعد دیگه برم بیرون و استاد بعد از من بیاد و از رو بوی پام و جورابم حاضری واسم رد کنه^ــــــ~
اتفاقا فامیلی منم هست رضایی :)
نظرتون چیه؟
لایک=ایول،موافقم

♥ Reus ♥ ۱۲ سال پیش
جوک

به جون عزیزم دروغ نمیگ�
الان یه کم سردم بود رفتم کولر رو خاموش کردم،پدرم اعتراض کرد......چند لحظه از خود بیخود شدم.....باورم نمیشد!!!
واسه اینکه مطمئن بشم درخواست ویدئو چک هم دادم دیدم واقعیت داره :)
ایشالا نصیب شما هم بشه ^ـــــــــ^

♥ Reus ♥ ۱۲ سال پیش
جوک

آقا به جون خودم سوتی دادم در حد مرحله ی یک چهارم نهایی جام جهانی:)
عروسی پسرخالم بود.....رسم داریم که بعد از عروسی فامیلای نزدیک عروس و دوماد میرن خونه ی دوماد و اونجا بزن برقصه....
آقا ما رفتیم اونجا بین فامیلای عروس و دوماد کرکری سختی راه افتاد....
فامیلای عروس:سیب داریم گیلاس داریم عروس با کلاس داریم:)
منم خیر سرم خواستم از دوماد حمایت کنم گفتم:نون و پنیرُ بردیم،عروستون رو خوردیم^ـــــــــ^
هیچی دیگه قهوه ای شدیم رفت الانم تو افق به سر میبرم