هوس کوکتل شاه میگو با سس خرچنگ و خاویار فراوان و کنیاک هنسی کردم... منتها تاحالا نخوردم... :|
@vahidn · ۸۱ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
هوس کوکتل شاه میگو با سس خرچنگ و خاویار فراوان و کنیاک هنسی کردم... منتها تاحالا نخوردم... :|
دکل همراه اول تو حلقم اگه دروغ بگ�
امروز رفته بودم آرایشگاه موهام رو کوتاه کنم(یعنی اگه من الان نگفته بودم که تو آرایشگاه مو کوتاه میکنن شما فکر میکردین تو آرایشگاه آب معدنی پخش میکنن؟؟؟؟) بعد تلویزیون تبلیغ همراه اول رو نشون میداد که پسره میاد جلو آینه #111* رو میزنه لباساش عوض میشه بعد آرایشگره برگشته میگه یعنی ما اینقد پیشرفت کردیم که اینجوری میتونیم لباسمون رو عوض کنیم؟؟؟ تازه بهم قسم میده که اگه ثبت نام این طرح شروع شد حتما به منم خبر بده
یعنی ما با این آرایشگره شده 70 میلیون
یادش بخیر سریال زیر آسمان شهر
نـــــــــــــــــــــــــــــــــه غلام !!!
هر کاری کردم آخرش نتونستم مث خشایار بگ�
لوتی ساختمون
غلام شیش لول بند
ملوک خانو�
بهروز خالی بند
بعدش فک کنم اسم سریاله عوض شد
یه شخصیته دیگه بش اضافه شد
سپر بابا
عاغا یه مشکل اساسی تو مغز بنده هست
نمیدونم شمام اینطورین یا نه
وقتی میام 4جوک تا یه خاطره ایی چیزی بذارم مغزم هنگ میکنه و هیچی یادم نمیاد ولی باور کنید وقتی از جلو کامپیوتر بلند میشم انگار مغزم رستارت میشه و همه چی یادم میاد
شمام اینجوین آیا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
قبول دارین که یکی از لذت بخش ترین اتفاقای عمرمون دیدن دوستان قدیمی مونه .. مخصوصا دیدن دوستان دوران ابتدایی
هـــــــــــــــــــی
یعنی من اینقد احساسی ام. آیا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شما چی میگین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بالاخره مامانم به آرزوش رسید و پسرش شد آغ مهندس (فهمیدین که منم مهندس شدم).. ( اول برو یه ماچ خوشگل از صورت مامانت بردار بعد بیا ادامه شو بخون)
امروز سرکار که بودم همه مهندس صدام میکردم بعد از چند بار صدا کردن جوابشونو میدادم آخه باید مطمئن میشدم که آره واقعا من مهندسم.
ای خدا همه اونایی که بیکارن رو یه سروسامونی بده آمین
این مطلب واسه خندیدن نبود آ فقط خواستم شما رو هم تو خوشحالی خودم سهیم کنم
یه روز رفته بودیم مهمونی خونه عمو�
زن عموی مام که یه کم مسنه
داشت می گفت که سرم درد میکنه قلبم درد میکنه پام درد میکنه بعدش گفت کمر دیسک گردنم هم درد میکنه
حالا یکی بیاد منو جمع کنه اونقد خندیدم از خونه انداختنم بیرون
هر وقت میبینمش بش میگم زن عموجان کمر دیسک گردنم بدجوری درد میکنه
خخخخخخخخخخخخ
زن عموی کاشف بیماری دارم من!!!!
دکل ایرانسل تو حلقم اگه دروغ بگ�
یه روز با چندتا از همکلاسیام داشتیم میرفتیم سمت ساختمون اداری دانشگاه
ما که رسیدیم جلوی ساختمون رییس دانشگاه هم با ماشینش اومد پیاده که شد اصلا به سمت ما نگاه نکرد. مام پشت سرش داشتیم میرفتیم سمت ساختمون که یکی از دوستام بهش سلام داد رییسم نشنید دوستم دوباره سلام داد باز نشنید بعد من عصبی شدم گفتم: تو رو خدا سلام
آغا چشمتون روز بد نبینه رییس وایساد آغا همین که وایساد دوستای با معرفت منم راهشون رو کج کردن از من جدا شدن . حالا من موندم و رییس
رییسه اول عصبی نگام میکرد بعد دید که دوستام در رفتن یه نیشخند زد و اومد سمتم باهم دست دادیم و باهم رفتیم.
رییس دانشگاه بامرام داریم در حد لالیگا
دوستای با معرفت ترسوه دارم من.
قبول میکنین که
هیچ وقت چیزیو خوب متوجه نمیشی
مگر اینکه بخوای به مادربزرگت توضیحش بدی
یارو اونور آب (سمتتش رو دقیقا نمیدونم :D) موبایل درست کرده که چه میدونم اثر انگشت رو میشناسه . باهاش میتونی ماشینت رو روشن خاموش کنی باهاش میتونی با این ور آب تماس تصویری داشته باشی خلاصه چی بگم از این جور چیزا.....
اینام موبایل درست کردن که راحت تو جیب جا میشه تازه راحتم از جیب بیرون میاد
دیگه افق هم چاره ساز نیست میرم یه کهکشان دیگه
آغا دیروز رفته بودم داروخونه
یه پسر دیگه ام همزمان با من وارد داروخونه شدی�
اول من اسم داروم رو گفتم که بیاره ازو اون پسره هم پرسید شما چی میخواین؟ پسره گفت یه قرص قطع اسهال میخوام! داروخونه چیه میگه واسه بچه میخوای یا واسه بزرگسال
پسره گفت: واسه بچه بزرگ میخوا�
من که داشتم سرم رو میکوبوندم به دیوار
داروخونه چیه ام (0o0)
:)))))))
عاغا چند روز پیش تو دانشگاه امتحان داشتیم با عجقم(فهمیدین که مام آره)
من امتحانم رو دادم اومد بیرون منتظر عجقم باشم که بیاد بری�
رونیمکت نشسته بودم که یکی پسره ام اومد پیش من نشست بعد از چند دقیقه ازم پرسید داداش اداره مبارزه با نیروی مواد مخدر کجاس؟
حالا من چی بگم بش
دوستان چشمتون روز بد نبینه
بابای من تو آژانس کار میکنه شب موقع برگشتن ولخرجی کرده و چندتا واسمون چی توز چرخی خریده بود. بعد منم مث همیشه پشت کامپیوتر نشسته بودمو خیر سرم داشتم واسه درسم مقاله دانلود میکردم که منو صدا کردن گفتن وحید بیا پفک بخور منم بچه حرف گوش کن همون بار اول که نه بعد از 6 7 بار رفتم پیششون .. من بیچاره من بدبخت خبر نداشتم که بابا پفک خریده گفتم کدوم گیجی این پفک ها رو خریده لااقل چی توز طلائی میخریدین که یهو دیدم نگاه همه رفت سمت بابام .. تازه فهمیدم چه گندی زدم با سرعت نــــــــــور از محل حادثه گریختم اما بابای منم سرعتش فوق نور... جلدی گرفت منو و بقیه داستانم که .....
یه شب با خواهرم داشتم سر یه موضوعی بحث میکردیم که خواهرم حرفای منو قبول نمیکرد دید داره کم میاره رفت چراغارو خاموش کرد گفتم چراغارو چرا خاموش کردی
گفت جواب ابلهان خاموشی ست..
به قرآن واقعیه
یه دخترخاله دهه هشتادی دارم + یه مادربزرگ نق نقو که شوهرش به رحمت خدا رفته
آغا این دختر خاله مام رفته محله شون رو گشتی با کلی مشقت و رنج و تلاش و کوشش واسه مادربزرگ خواستگار پیدا کرده... اومده بهش میگه ننه واست یه شوهر خوب پیدا کردم هر چقدر میخوای سرش نق بزن چون گوشاش کره هیچی نمیشنوه..................
عصای مادربزرگم تو حلقم اگه دروغ بگ�
این مادربزرگم 68 سالشه بخدا یه دکتر اومده بود خواستگاریش 40 سالش بود
آغا یادم میاد 5 سال داشتم مامانم یه مرغ زنده خرید آورد خونه واسه شاممون.. چون خودش نمیتونست سرش رو ببره و بابام هم خونه نبود رفت همسایمون رو صدا کنه که بیاد سر خانوم مرغه رو ببره... منم چون قبلا چندباری دیده بودم فکر کردم خودم میتونم تا مامان بیاد سریع رفتم چاقو برداشتم رفتم سر وقت مرغه
به جان خودم اول پاهاش رو قطع کردم (زنده زنده) فکر میکردم اگه پاهاش رو اول ببرم دیگه تکون نمیخوره.. دستم انداختم که گلوشو بگیرم و ببرم مامان رسید و جاتون خالی کتک بود که خوردم..
تو خوبی !
تو بهترینی !
تو تکی !
اینم هندونه شب یلدات ... بذار تو یخچال خنک بشه
پیشاپیش شب یلدا مبارک