دکل ایرانسل تو حلقم اگه دروغ بگ�
یه روز با چندتا از همکلاسیام داشتیم میرفتیم سمت ساختمون اداری دانشگاه
ما که رسیدیم جلوی ساختمون رییس دانشگاه هم با ماشینش اومد پیاده که شد اصلا به سمت ما نگاه نکرد. مام پشت سرش داشتیم میرفتیم سمت ساختمون که یکی از دوستام بهش سلام داد رییسم نشنید دوستم دوباره سلام داد باز نشنید بعد من عصبی شدم گفتم: تو رو خدا سلام
آغا چشمتون روز بد نبینه رییس وایساد آغا همین که وایساد دوستای با معرفت منم راهشون رو کج کردن از من جدا شدن . حالا من موندم و رییس
رییسه اول عصبی نگام میکرد بعد دید که دوستام در رفتن یه نیشخند زد و اومد سمتم باهم دست دادیم و باهم رفتیم.
رییس دانشگاه بامرام داریم در حد لالیگا
دوستای با معرفت ترسوه دارم من.