قسمت دو�
زن دوم پدر بدشانس من هم بچه دارمیشه (یه دختر)
به دلیل شرطی که باهم گذاشتن بعدازسه سالگی بچه از هم جدا میشن........
پدرم دوباره با زن اولش رفت وآمدپیدا میکنه وتامدت کوتاهی زندگی خوبی داشتن اما بازهم اختلافات .........
ازقضاپدرمن باداییم همکار بود.........یه روزکه به خونه داییم دعوت میشه به صورت اتفاقی مادرمو میبینه (حالافهمیدیدمادرمن سومیه )
وباکلی شیرمالی مادرمنوراضی به این ازدواج میکنه
( قابل ذکره که پدر من فوق العاده چرب زبونه طوری که مارواز لونش بیرون میکشه )
مادرمن 14 ساله بودوپدر من 30 سال........
17 سالگی مادرم من به دنیا میام باوجودتنفرپدرم نسبت به بچه من تونستم باشیرین کاریام پاتودل پدر ومادرم باز کنم وشدم یکی یه دونه ودور دونه کل فک وفامیل.........
البته پدرم با زن اولش وبچه هاش رابطه داشت اما ازاونا رفتارسردی میدید...
منومادرم شیراز بودیم وزن اول پدرم اهواز.........