اینو آویزه گوشت کن...
مگه نخواستی بری؟؟؟
پس اینکه گریه میکنم یانه؟؟؟
اینکه شادم یانه؟؟؟
به خودم ربط داره...
توکه به خواستت رسیدی ورفتی...
پس دیگه خفه شولعنتی؟؟؟!!!...
اینو آویزه گوشت کن...
مگه نخواستی بری؟؟؟
پس اینکه گریه میکنم یانه؟؟؟
اینکه شادم یانه؟؟؟
به خودم ربط داره...
توکه به خواستت رسیدی ورفتی...
پس دیگه خفه شولعنتی؟؟؟!!!...
انقدر نسبت به همچی بی حس�
که اگه الان برگه سرطانمو جلوم بزارن باهاش موشک درست میکن�
___________________________________________
چه کسی میداند
که تو در پیله خود تنهایی ؟
چه کسی میداند
که تو در حسرت یک روزنه در فردایی ؟
پیله ات را بگشای !
تو به اندازه پروانه شدن زیبایی ...
<< به بعضیام باس گفت >>
★★لیاقت میخواست★�
☆☆با من بودن☆☆
■□●○که تو......○●□■
.
.
.
.
.
.
.
◆◆◆◆◆نداشتی◆◆◆◆◆
در جوانی میپنداشتم شیر،شیر است اگر چه پیر بود
به هنگام پیری فهمیدم پیر،پیر است اگر چه شیر بود
تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(
وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.