با تو نیستم،تو نخوان،باخودم زمزمه میکن�
من خوبم،من آرامم،من قول داده ام...
فقط کمی تو را کم آورده ام.یادت هست میگفتم در سرودن تو ناتوانم؟واژه کم می آورم برای گفتن دوستت دارم ها؛حالا تمام واژه ها در گلویم صف کشیده اند با این همه واژه چه کنم؟تکلیف این همه حرف نگفته چه میشود؟باید حرفهایم را مچاله کنم و در گردباد بیاندازم؛باید خوب باشم...
ادامه دارد...