f
fafa ۱۳ سال پیش
پیام

اه... لعنتی...
آب سرد منو یاد شوخی آبکیاش...
آب گرم یاد دوش گرفتاش سر صبح...
دیگه عادت کرده بودم.......هنوزم از سرم نرفته
هر روز صبح با یک لیوان آب سرد بیدارم میکرد کل خونرو میدویدی�
بعدش بغلم میکرد و میگفت آخرین باره دیگه تکرار نمیشه
_ بع.. بع.. ما.. ما.. ممنون که اصیلیتمو یادم اوردی
بعدش میرفت حموم حولشو که میبردم در که باز میشدکل خونه بخار میگرفت...
هنوزم وقی بیدار میشم منتظرم با آب سرد بلندم کنه...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.