ت
تنهاترین تنها ... ۱۳ سال پیش
پیام

همه شب در دل این بستر جانم آن گمشده را جوید
زین همه کوشش بی حاصل عقل سرگشته به من گوید
زن بد بخت دل افسرده ببر از یاد دمی او را
این خطا بود که ره دادی به دل آن عاشق بد خو را
آن کسی را که تو می جوئی کی خیال تو بسر دارد
بس کن این ناله و زاری را بس کن او یار دگر دارد
(او یار دگر دارد...........)
(یه نفر با اسم تنهاترین تنها...مطلب گذاشته. نگار خانم 17 ساله میشه نام فرستنده رو تغییر بدی من خیلی وقته به این اسم پیام میدم)

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.