همه شب در دل این بستر جانم آن گمشده را جوید
زین همه کوشش بی حاصل عقل سرگشته به من گوید
زن بد بخت دل افسرده ببر از یاد دمی او را
این خطا بود که ره دادی به دل آن عاشق بد خو را
آن کسی را که تو می جوئی کی خیال تو بسر دارد
بس کن این ناله و زاری را بس کن او یار دگر دارد
(او یار دگر دارد...........)
(یه نفر با اسم تنهاترین تنها...مطلب گذاشته. نگار خانم 17 ساله میشه نام فرستنده رو تغییر بدی من خیلی وقته به این اسم پیام میدم)