م
پیام

شکسته شد تمام دل در ابتدای دوریت/توماندی وخدای خود،من وخدای دوریت........نرو که خواب دیده ام به دور ها رسیده ای/ومن فقط رسیده ام به ردپای دوریت.......فدای رد پای تو،منم مسافر دلت/همان غریب آشنا که خم شدم ز دوریت.......وکاش مثل قصه ها پرنده میشدم،ولی/پرنده هم نمیرسد به انتهای دوریت........

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.