سرباز بودم فرمانده گف برین زیر درختای کاج تو سایه بنشینید تا بیام کلاسو شرو کنیم نشستیمو کلاهامونو گذاشتیم جولومون به پهلوییم میگم همه ی قمریای شهرتون غار غار(قار قار-عر عر)میکنن(آخه قمریاشون غار غار میکردن) خندید و جوابمو نداد یهو پشت سرم داغ شد دست زد دیدم قمریه جوابمو داده
افقم تعطیل بود لامصب
اه اه فک کنم کصافط چن روز خودشو نگه داشته بود
به نظرتون پهلوییم میدونس؟
قمریا چقد کینه این
عیب نداره مگه نه؟مرد شدم