h
hanie 74.70 ۱۳ سال پیش
پیام

چقد سخته... اولش که چند ماه از هم دوریم...دلتنگی داره ادمو دیوونه میکنه،بعد عشقت خبر میده که داره میاد دیدنت,از خوشحالی بال درمیاری چون قراره دقیقا بعداز نه ماه ببینیش...اما خوشحالیت بعداز چند دیقه تبدیل به نگرانی میشه که به چه بهونه ای از خونه بری بیرون...بهونشو جور میکنی،حالا دلت باید شور اینو بزنه که میتونی کجای این شهر،کدوم خیابونش با عشقت با ارامش راه بری به جبران همه دوری ودلتنگیات،که کسی بهت گیر نده،کسی به چشم یه...نگات نکنه...!

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.