ب
بهار ۱۳ سال پیش
پیام

*****************
***********************
دیگر از داغ نبودنت نخواهم نوشت..........
بی معرفت سرد سردم کرده ای.........................
دیگر قلب یخیم حوصله ی باختن مقابل سوزان ترین نگاه راهم ندارد................
خوشا به سعادتت چه بی تفاوت کنارم گذاشتی لااقل مثل
ورق پاره ای زحمت میدادی به خودت مچاله ام میکردی
خوش غیرت اشک چشمانم...غرور شکسته ام.... را هررهگذری دید.........
برو

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.