پیام

یادش بخیر...
روزایی که از مدرسه بادوستام برمیگشتم اونم با دوستش میومد تا منو ببینه وقی میرسیدیم داخل شهر از موتور پیاده میشدواز اون سمت خیابون میومد سمتی که من بودم وبهم سلام میگفت وصبرمیکرد تا من جلوتر باشم بعدپشت سرم میومد و برام میخوند:
همسرمن تاج سرمن , جیگرمن بال و پرمن
الهی باشه همیشه سایت بالاسرمن
بعدش یه آه می کشید ومیگفت: خدایا یعنی میشه ما یه روز بهم برسیم؟!!
خدایا به وقت همین اذانی که دارم میشنوم هر جه که هست تنهاش نذار و مواظبش باش. خدایا خوشبختش کن...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.