s
sanaz71 & mehdi.sisi ۱۳ سال پیش
پیام

آغوش....
ميخواي آغوشتو از من بگيري، مث ديوونه ها تشويش دارم، آخه ميدونم اينو بي تو هرشب، چه روزاي بدي در پيش دارم...
ميخواي يادم بره روزاي خوبو، كه توي خاطراتم جون گرفته، نگاه كن قلب خستم سختيارو، به عشق بودنت آسون گرفته،
نذار دستام گم شه، نذار ديوونه تر شم، دل من جا بمونه، خودم غرق سفر شم،
از اين روزاي سختو پر از دلشوره سيرم، يه كاري كن عزيزم دارم از دست ميرم،
كمك كن از شب ترديد رد شم، دوباره عاشقم شو باورم كن، نذار از آسمون تو بيفتم، بمون و عشق تو بال و پرم كن
ميخواي آغوشتو از من بگيري، مث ديوونه ها تشويش دارم، آخه ميدونم اينو هرشب، چه روزاي بدي در پيش دار�
لايك: از رفتنت تشويش دارم...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.