h
hornaz ۱۳ سال پیش
پیام

تورو کجاگمت کردم بگو کجای این قصه/که حتی جوهر شعرم همینو از تو میپرسه/که چی شد اون همه رویا همون قصری که میساختیم/دارم حس میکنم شاید من و تو عشق و نشناختیم/میون قلبای امروزی ما نمیدونم چرا نمیشه پل بست/مثل دو ماهی افتاده در خاک به دور از چشم دریا رفتیم از دست/به لطف و حرمت خاطره هامون نگو همیشه یاد من میمونی/که نه من مثل اون روزای دورم نه تو دیگه برای من همونی/بذار جز این سکوت سرد لبهات برام چیزی به یادگار نمونه/بذار تا نقطه ی پایان این عشق مثل اشکی بشینه روی گونه/میون قلبای امروزی ما نمیدونم چرا نمیشه پل بست/مثل دو ماهی افتاده بر خاک به دور از چشم دریا رفتیم از دست/تحمل میکنک غیبت ماهو میدونم نیمه ی همدیگه هستیم/نشد پیدا بشیم تو متن قصه به رسم عاشقی هردو شکستیم..... هدیه به تموم دلشکسته ها.......

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.