ح
حامد-Htripe ۱۳ سال پیش
پیام

میشنیدم نیمه شب در خواب
های های گریه هایش را
در صدایم گوش میکرد�
درد سیال صدایش را
شرمگین میخاندمش بر خویش
از چه بیهوده گریانی؟
در میان گریه مینالید
دوستش دارم نمیدانی!؟
روزها رفتند و من دیگر
خود نمیدانم کدامین�
آن من سر سخت مغرور�
یامن مغلوب دیرین�
بگذرم گر از سر پیمان
میکشد این غم دگر بارم
مینشینم شاید او آید
عاقبت روزی به دیدارم.......
این شعر اثری بود از فروغ فرهزاد
امضا:حامد-H tripe

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.