سلام دوستان
اینجا خونه خودمون روز جمعه ساعت08:41شب
دوستان متاسفانه من تو شهری ورزش میکنم که اصلا جای این کارا نیست و نباید ورزش کرد چون به جایی نمیرسی
ما رفتیم خرم آباد واسه مسابقه پشت در سالن منتظر بودیم که فهمیدیم هفته قبل مسابقه بوده و ما جا موندیم..........داستان از این قراره که متاسفانه رییس هیئت کشتی استانمون با پیامک به مربیمون گفته بود که جمعه مسابقه انتخابیه و مربیمون فک کرده بود امروز مسابقه داری�
خداشاهده برگشتنی تا شهرمون مث بچه گریه کردم........این همه زحمت و تمرینِ سخت آخر سرم واسه کم توجهی مسئولین زحمات باید هدر بره
اونایی رو که این طور بی مسئولیتن و با پیامک میخوان از یه مسابقه مهم همدیگرو خبر کنن به خدا واگذارشون میکن�
به خدا نمیتونم نفس بکشم یه بغض گلومو گرفته که ولکن نیست
بیشتر واسه این ناراحتم که شبانه روزی تمرین میکردم و از درسام عقب موندم و یه عالمه درس نخونده روی هم.............فردا پس فردام امتحانات شروع میشه و باید منت نامردارو بکشم تا واسم بگن
فردا هم امتحان شیمی و ریاضی داریم و هیچی نخوندم و میرم به امید خدا
و دیگه هم کُشتی رو ادامه نمیدم تا مسئولین همینطور بی مسئولیت باشن
متاسفانه دادمون هم به جایی نمیرسه........به خدا قسم واسه قهرمانی تو آسیا برنامه ریزی کرده بودم اما حیف
به خدا شرمندم که همیشه من ناراحتتون میکنم اما کسی ندارم که باهاش درد دل کنم و فقط 4جوک و دختر عموم هم الانه که خبر فوتشو بهمون بدن
عجب هفته بدی بود:خبر مریضی دخترعموم و جا موندن از مسابقات و حذف بارسلونا و ..........