n
najmeh2063 ۱۳ سال پیش
پیام

**وفادار**
بگذار که در حسرت دیدار بمیر�
در حسرت دیدار تو بگذار بمیر�
دشوار بود مردن و روی تو ندیدن
بگذار به دلخواه تو دشوار بمیر�
بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ
در اندوه وغم شب تار بمیر�
بگذار که چون شمع کنم پیکر خود آب
در بستر اشک افتم وناچار بیمیر�
بگذار شوم سایه ایوان بلندت
سویت خزم و گوشه دیوار بمیر�
میمیرم از این درد که جان دگرم نیست
تا ازغم عشق تو دگر بار بمیر�
تابوده ام ای یار وفادار تو بود�
بگذار بدانگونه وفادار بمیر�
تقدیم به تنها عشق زندگیم"محمد"

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.