اگه میدونستم جریان کارت عقد اینهمه توجهتونو جلب میکنه که نمیگفتم که ....
فاطمه (ایمان) نازی خطه آخر و لیلی و هیچکس و صادق و eli64 , tanha-m , elham143m , mitra70 , AR m IN , miss.gol , شماها که مشتاقید بدونید چی شد
دیگه هرکی از قلم افتاد ببخشین
روزی که احسان برام کارت آورد 9 ماه بود رابطه منو دلا تموم شده بود همه میگفتن که دلا و احسان و باهم میبینن خیلی زیاد
وقتی کارت آورد لای کارتو باز کردم چشمامم خیلی بد وضعی داشتن نوشته بود احسان و دل آرام
دیگه هیچی نخوندم جز آدرسه تالار گذاشتم تو پاکت رفتم تو اتاقم گذاشتمش زیر کیبرد کامپیوترم و سرمو گذاشتم روی میزو گریه میکردم و صدتا فوش ناجور میدادم به احسان
ولی وقتی گفت برو با دقت بخون از اولش خوندم
تیتر با سایز بزرگ نوشته بود
احسان و دل آرا�
از دورترین فاصله ها به هم رسیدیم و تا اوج بودن با همی�
بهای عشق چیست به جز عشق
به هم رسیدن یعنی آغاز
باهم ماندن یعنی زندگی
زندگی با عشق یعنی کامیابی
پایان هر رفتن رسیدن است
و ما اکنون به نقطهای رسیدهایم که آغاز یک رفتن است
در این آغاز همسفر ما باشید
کشوری(فامیل احسان) درخشنده(فامیل عروس)
بصرف شیرینی و شا�
مکان:اوین - تالار پذیرایی دشت بهشت
خب الآن نکته اینجاست که فامیل دل آرامی که من باهاش بودم صفدار بود نه درخشنده
همین
حالا موندم چیکار کنم نه روم میشه توروی احسانی نگاه کنم که چند بار ازم پرسیده رفتی کارتو بخونی
حرفای احسان بمن:::::
دیدی اشتباه میکردی دیدی جا داشت واقعا برات تاسف بخورم همه جا رو پر کردی که من عشقتو دزدیدم و رکب زدم ولی بخدا من نمیدونستم دلا میدونست جریان چیه ولی چرا بتو نگفت نمیدونم تو چرا فکر کردی دلای تو زنه منه دلا میگفت یبار بهش گفتی فامیل شوهرتو صدا میکنم بیان آبروتو ببرم دلا همش بهم میگفت منکه ازدواج نکردم چرا مهدی اینو بهم گفت ؟؟؟؟
مهدی تو خودت اشتباه کردی دلا که هیچ وقت بهت نگفت زنه منه فقط بهت گفته دارم ازدواج میکنم که دلتو برحم بیاره اما تو.....
کلی هم از دلا برام اس داده که چی شده و چطوری با هم بودن و علتش چی بوده
نمی دونم الآن دلا ...........
با دلا چیکار کنم که هنوز پابنده منه احسان به مامانم همه چیزو گفته اونروزم که دلا اومده بوده دره ساختمون با مامانه من قرار داشته تازه هم از بیمارستان مرخص شده بود چون افسردگی گرفته بوده شدید
تقصیر دلائه که سوار ماشین احسان شد دیگه