A
AR m IN ۱۳ سال پیش
پیام

هر شب دل من کارش اینه...جلو عکسات می شینه ...
می دونم راهی نیست غیر از تنهایی...
دنیام شده تاریک و تیره...داره قلبم می میره ...
آخه امشب باز حس کردم اینجایی...
گریه ی هر شب من...شده عادتِ تنهایی...
عشق تو تو دلِ من...شده باعث رسوایی...قلب دیوونه ی من...هنوزم دوسِت داره .
همدم گریه ی من...شب و این در و دیوارهوای از تنهایی...
شاید دیگه از یادت رفتم...دارم از پا می افتم ...
ولی باز قلب من آروم نمی شه ...تنهام،غمِ تو باز دوباره...تو دلم پا می ذاره ...
تو که رفتی اون می مونه همیشه ...
هر کی می بینه منو...می گه از دنیا سیره ...
تقصیر چشم تو بود...دل من بی تقصیره ...
خسته ی خسته منم...دیگه طاقت ندارم ...
کاش بدونی عزیزم..هنوزم دوسِت دارم ...
تو واسه من دنیایي ...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.