A
AR m IN ۱۳ سال پیش
پیام

تقديم به داداش ِ گلم meHdi bi Del
بهم گفتي دوستم داري ولي هيچ حسي نداشتي ...
آخرشم تو رو اين رابطه اسمي نذاشتي ...
ولي اسمشو ميذارم يه حسِ يک طرفه ...
و شکستنِ دلم تو اين قصه يک هدفه ...
با قلبي که با حس گرمِ عاشقانه ...
بهت قول ميداد که همه جوره باشه قانع ...
ولي من اون نبودم که باشه راستِ کارت ...
تو اونو ميخواي که از تو فقط يه خواسته داره ...
يه شب ...اونا تورو ميخوان با اين ديد ...
فک ميکني دروغ ميگم...؟!خواهيم ديد ....
تو ديگه رفتي من بايد اينو باور کنم ...
بايد اين احساس لعنتي رو آدمش کنم ...من که گفتم نه دارايي نه پول دارم ...
تو گفتي من تورو اينجوري قبول دارم ...
همون اولش ... تموم ميشد اي کاش داستان ...
يا اگه تواين حرفو زدي پس پاش وايسا ...
نميدونم چه قسمتي بود که نصيبِ من شد ...
شايد بگي مگه من گفتم اسيرِ من شو...؟!
نه ...! ولي چرا طلوعو غروبش کردي ...؟!
اگه قراربود بري پس چرا شروعش کردي ...؟!

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.