شنبه 31 فروردين:
بابام داشت منو ميرسوند سر كار،كه بين راه مارو به لاين روبرو راهنمايي كردن،ديديم جلوتر دود بلند شدهفانگار چيزي آتيش گرفته باشه
اول گفتم واااي،تصادف،امشب سرمون شلوغه!!!
بعد ديدم ماشين آتش نشاني داره مياد.تقريبا 1 ساعت تو ترافيك بوديم،
يه تانكر حمل سوخت چپ كرده و آتيش گرفته بود...يه دود سياهي بلند شده بوود...
وقتي شنيدم،2 نفر از سرنشيناي ماشين سوختن،جيگرم آتيش گرفت.
يكي از آشناهامون منو ديد،گفت واسه شما كه عاديه....نميدونم چرا همه فكر ميكنن من سنگدلم!!!!
خيلي ناراحت كننده بود....
ببخشيد اگه ناراحتتون كردم