A
AR m IN ۱۳ سال پیش
پیام

لمس خوشبختی همینه...
این که دستاتو گرفتم...
اینکه دلشوره ندارم...
واسه فردای مبهم....
لمس خوشبختی همینه....
اینکه خیره ای به چشمام...ا
ینکه آرومم و دیگه از خدا هیچی نمی خوام...
من به یک نگاه تو دلم خوشه...
من به خنده های تو دلم خوشه...
من به اینکه گاهی آهسته بگی
همه چیم برای تو دلم خوشه...
من به یک نگاه تو دلم خوشه...
من به خنده های تو دلم خوشه...
من به اینکه گاهی آهسته بگی
همه چیم برای تو دلم خوشه...
پیش آرامش چشمات زندگی یه جور دیگس...
منم و قشنگی های حس یک عشق مقدس...
تو که هستی بی قراره مرگ لحظه ها نمیشم ...
شادم از باور اینکه من دیگه تنها نمیشم...
با تو هر ساعت عمرم یه جهان خاطره میشه...
هر چی دیواره به دورم ناگهان پنجره میشه.....
تو یه رویای عجیبییه ستاره یه نشونی واسه من این من مرده مثل معجزه می مونی...
من به یک نگاه تو دلم خوشه...
من به خنده های تو دلم خوشه...
من به اینکه گاهی آهسته بگی همه چیم برای تو دلم خوشه...
من به یک نگاه تو دلم خوشه...
من به خنده های تو دلم خوشه...
من به اینکه گاهی آهسته بگی همه چیم برای تو دلم خوشه....

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.