دیشب گوشیمو کوبیدم تو دیوار ، پورت شد...
اینقدر اعصابم خورد بود که بیهوا صورتم خورد به دستای بابام ! بنده خدا دردش گرفت فک کنم...!
دیگه تحمل انتظار کشیدن رو نداشت�
هه ، بهش میگفتم نیمه گمشده ...
کارم شده هر روز توی پارک نشستن دقیقا همونجای همیشگی
ای کاش حداقل یه بار با نیمه گمشده خودت از اونجا رد بشی نیمه گمشده من