ديشب رفتم فيس بوک ...
ديدم اومد ...
sts زد ... : دلم گرفته ...
گفتم خدايا .. چرا دلش گرفته...؟!
گوشيو ورداشتم ...شمارشو گرفتم ...اما يادم اومد رفته ...
قطع کردم ...
sms نوشتم ... : خانومم چي شده ؟! چرا دلت گرفته گلِ من...؟!
بعد خواستم بفرستم ...
عقلم گف چقد غرورتو بشکني ...؟! SMSبدي که مث هميشه با سردياش حالتو خرابتر کنه ...؟!
به عقلم گفتم هيسسسسسس!!!
بايد ببينم عشقم چشه ...
خواستم ارسال کنم ...
دلم گف ... : آرمين ... اون داره فراموشت ميکنه ... نرو سمتش که باز يادش بياي ...1٪ ممکنه حالشو ناراحت کني ...
اين بود که به دلم گفتم ... : آره ... راس ميگي ... بذا زود تر فراموشم کنه ... تااذيت نشه ...اون که ديگه برنميگرده ...
بعد ساعت هاخيره شدم به عکسش ...
زوم کردم رو چشماش و دوباره مست شدم ...
به خودم اومدم ديدم بَه ... صب شده ونخوابيدم ...
ﻻيک = سراغي از ما نگيري ...؟! نپرسي که چه حاليم ...؟!