A
AR m IN ۱۳ سال پیش
پیام

صداي خستمو ميشنوي که تو ماوراي حسه ...
چون که ديگه داريم ميرسيم به آخراي قصه ...
ناتمام و نصفه ....زير قطره هاي باران ...
قدم زدمو رسيدم به لحظه هاي پايان ...
تو رهسپار آغار بدون يه دونه غم ...
تو دوباره ما شدي ...ولي...بدون من ...
توي اين بي عدالتيه مخفيه شب ...
آخرين حرفامو ميزنم بلکه تخليه شم ...
حتي توي خواب شبم عشقم تو بودي ...
توبودي که خواب شب رو از دو چشمم روبودي ...
ميدونم حرفامو ميشنوي گلم ...
انگيزم تو بودي تا به جلو پيشروي کنم ...
ولي حاﻻ چي...؟!داغونو بي رمقم ...
که جاي پيشرفت فقط دارم ميرم عقب ...
هنوزم ميخوامت ولي خيلي ازت دلخورم ...
خيلي...
و پر از دردودلهرم ...
•♦•♦•♦•♦•♦•♦•♦•♦•♦•♦•♦•♦
اين بود بخش اول پست 61454♥

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.