A
AR m IN ۱۳ سال پیش
پیام

بعضي وقتا حس ميکنم خيلي ساکتو بي عرضم ...
وقتي اطرافيانم ازم حالتو ميپرسن ...
نيشخند اين آدما بدجوري منو ميسوزونه ...
مجبورم بگم که حالش خوبه ... سﻻم ميرسونه ...
نميدونن که منم نميدونم که کجايي اﻻن ...
نميدونن که منم اﻻن ازين جدايي فنام ...
ميخوان بگن که اون ديگه منو نخواست ...؟! پس برم ...؟!
من چه کردم که بخاطرش تقاص پس بدم ...؟!
يه سنگدل که به جز من به فکر همس خب ...
حرف قلبم رو گرفت به باد تمسخر ...
همش سيماي زيباتو , درمفابل خودم ...
ميبينم و ميخوام با نبودت مقابله کنم ...
آخرش با هزاران قسم و آيه هم نموندي ...
همش با خودم ميگم کاش از اول نبودي ...
انتظار ... انتظار ... چه واژه ي سختي ...
اونم واسه يه دلباخته ... يه عاشق زخمي ...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.