هنوز هم از کوچه پس کوچه های خاطرات تلخ و شیرین ذهنم ک میگذر�
بوی عطر تنت دیوانه ام میکند..
ب زانو میافتم..
خالی از تو میشوم..
وجودت را ملتمسانه فریاد میکنم..
تویی ک رسیدنم ب تو چون افسانه ای است دست نیافتنی..
و میدانم ک داشتن حتی رویایت برایم حکم میوه ممنوعه را دارد..
با این حال من هرروز..
واقعیت بی تو بودن را با رویای نازک با تو بودن میپوشانم..
ترانه تنهایی